آيا آن روزهاى كه خدا آن را برترى داده و برگزيده است اين نيست كه پيوند يوغها و زنجيرهاى نفاق گسسته گردد و ستمديدگان و به بندكشيدهشدگان آزاد شوند و هرگونه قيد و بندى از آنان برداشته شود ؟
و همچنين ، روزهء كسانى كه كارگران را زير سلطه خود مىبرند تا فقير همچنان فقير بماند و بر ثروت ثروتمند افزوده شود و آنهايى كه زنجيرهاى نفاق را به جاى گسستن ، پيوند مىدهند و كسانى كه بر بيچارگان و ضعيفان سخت مىگيرند و فشار مىآورند و آنها را از برداشتن و درهمريختن يوغ بدبختى و درماندگى و عبوديت از گردنشان بازمىدارند ، روزهء اينها از نظر اشعياء بدترين و زشتترين اقسام بىارزشى و نفاق و بىعقلى است .
* * * اشعياء براى بار ديگر به اين منافقان مىنگرد و مىبيند كه آنان نماز را هم مانند روزه ، با رياكارى و عوامفريبى و براى تقرب به خداوند از راهى كه به رشوه نزديكتر است ، مىخوانند و در برپاكردن اين نماز افراط هم مىكنند ، آنگاه اشعياء از زبان خداوند به آنها خطاب كرده و مىگويد :
وقتى كه شما دستهاى خود را بهسوى آسمان باز مىكنيد ، من چشمان خود را از شما برمىگردانم ، و اگر نماز خود را بيشتر هم بكنيد ، من به شما گوش نمىدهم ، زيرا دستهاى شما خونين است . به عدل و انصاف پناه ببريد و مظلوم را يارى و كمك كنيد ، نياز مردم را بر طرف نماييد و بر يتيم رحم كنيد و از بيوهزنان حمايت و پشتيبانى بنماييد .
و چه زيبا و جالب است تصويرى كه اشعياء از اين ستمگران نشان مىدهد كه ناتوانان بيچاره را غارت مىكنند و كوشش آنان را احتكار مىنمايند و سپس زهد و فقر و بىرغبتى به دنيا را براى آنان نيكو جلوه مىدهند ! . . . در آنهنگام كه اشعياء آنها را چنين تعريف مىكند كه در جامعه ، عضو زايد و بىارزشى بيش نيستند و باد و توفان
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 207
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٠٧