تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
هم به‌ناچار آنان را از بين خواهد برد و مىگويد : « ستمگران مانند كاه دست‌خوش باد و توفانند » . * * * و بدين‌ترتيب زاهدان و قناعت‌پيشه‌گان ، از رهبران رسالت‌ها و كسانى كه پشت سر آنها بودند ، همه در يك حقيقت اساسى مبتنى بر ضرورت اصلاح مردم با رفع نيازمندىهاى مادى آنان - در درجه اول - اتفاق دارند ، تا بدين‌وسيله در راه فضيلت‌هاى روحى و درونى ، فرصت و مجال وسيعى به آنها بدهند . و اما خود آنها كه زهد ورزيدند و قناعت كردند ، براى آن بود كه مادهء اكتفا و سيرى و زندگى را چنان‌كه گذشت ، در خود رسالتشان يافته بودند . مثلًا مسيح ، راه اقدام جسورانه و اعجازآميزى را مىپيمايد كه بىشرمى و وقاحت استثمارچيان را با قدم‌هاى خود مىكوبد و عظمت و خودپسندى و كارهاى نيرنگ‌آميزشان را نابود مىكند و پشت كسانى را كه با اهريمن احتكار و غصب معاهده‌اى امضا نموده و با جور و ستم پيمان بسته بودند با تازيانه‌هاى زندگى كه به‌خاطر خويشتن خشمناك بود ، مىزند و همانند گردبادى شديد و كشنده و طوفانى پرتگرگ ، بر منافقان مىوزد و سخت مىگيرد و آنان را به‌شدت به زمين مىافكند ، در آن‌هنگام كه ضعيفان را به خوددارى از پرداخت ماليات دعوت مىنمايد ، در واقع دست‌هاى استعمارگران رومى و قيصر ، را از آنان كوتاه مىسازد . اين شهامت مقدس او را در راه مرگ به‌دست منافقان و استعمارگران رهبرى مىكند ، تا اين‌كه دو نفر از درماندگان ، در حالىكه او به‌سوى اورشليم پيش مىرفت به نزد وى آمده و از او خواستند كه در چپ و راست وى حركت كنند و او با مهربانى به آنها نگاه كرد و گفت : « آيا شما مىتوانيد جامى را بنوشيد كه من به‌زودى خواهم نوشيد ؟ » و سپس آن دو نفر را از راه مهر و دوستى از سر راه خود دور كرد . * * *
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 208 | جورج جرداق / خسرو شاهى