تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
نبريدم از تو غرامتى مىگيرم كه براى تو دردناك و سخت خواهد بود ! آن‌گاه از صاحب شتر دزدى شده پرسيد : اى مرد مزنى ! شتر تو چند مىارزد ؟ او گفت : به چهارصد . عمر به عبدالرحمن بن حاطب ، مولاى غلامان متهم گفت : برو ! و هشتصد درهم به او بده ! و بار ديگر نظرى ناشى از هوش و مهربانى بر غلامان افكند و گفت : و اكنون شما برويد ! * * * اما روش و سيرهء على مالامال از سعى و كوشش در رفع نيازمندى از مردم است و قانون اساسى او در حكومت هم ، مبتنى بر همين اساس است و البته تفصيل آن در جاى خود خواهد آمد . على زهد ورزيد و بر خود سخت گرفت ، ولى راضى نشد مردم نيز مانند زندگى قناعت‌پيشه‌گان با فقر به‌سر برند . و اگر اين‌چنين نبود او در برابر اشراف و غصب‌كنندگان اموال عمومى ، آن‌چنان كه معروف است ، نمىايستاد و آنچه را كه مال آنها نبود و از آنها گرفت و به صاحبان اصلىاش - مردمان نيازمند و گرسنه - داد ، از آنها پس نمىگرفت . « شعبى » نقل مىكند : وقتى جوان بودم ، در كوفه وارد « رحبه » شدم . ناگاه على را ديدم كه بر سر دو تل كوچك طلا و نقره ايستاده است . و آن‌گاه على همه مال و دارايى را بين مردم تقسيم كرد تا آن‌جا كه ديگر چيزى از آن باقى نماند و سپس برگشت و هيچ چيز كم يا زيادى به‌خانه خود نبرد . ولى همين على كه چيزى از مال و ثروت را به خانه خود نبرد ، همان كسى است كه همه مردم را مورد خطاب قرار داده مىگويد : « براى دنياى خود ، آن‌چنان بكوش كه گويى هميشه در آن به‌سر خواهى برد . » « 1 »
هامش
( 1 ) . و براى آخرت خود چنان باش كه گويى فردا خواهى مرد ! م .