تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
مىشود و آبادىشان به ويرانه‌اى تبديل مىگردد . مملكت ستمگر در زبان او ، همان سرزمين منافقانى است كه احتكار كرده و غصب مىنمايند و كار كارگر و كوشش فقير را مىخورند و آن‌گاه براى خداى خود نماز بسيارى مىخوانند ! اشعياء مملكت ستمگر را مورد خطاب قرار داده و مىگويد : رؤسا و بزرگان تو ، شركاى دزدانند . همه رشوه را دوست دارند ، به يتيم عدالت نمىكنند و فرياد بيوه‌زنان به گوش آنان نمىرسد . آن‌گاه اينان را مورد خطاب قرار داده و بر آنان مىخروشد : ستمگرانى را كه هستى بينوايان و درماندگان را حيف و ميل مىكنند ، و بر كسانى كه جور و باطل مىنويسند كه حق ضعيفان و بيچارگان را پايمال كنند و آنان را از حكومت و عدالت‌خواهى بازدارند و حق درماندگان ملت را سلب كنند تا بيوه‌زنان غنيمت آنها باشند و يتيمان را غارت كنند . سپس « اشعياء » به كسانى مىنگرد كه ثروت‌هاى ملت را احتكار كرده و خود توده را استثمار مىكنند و آن‌گاه مردم را به زهد و قناعت مىخوانند ، و مىبينند كه آنان به روزه و ساير واجبات عبادتى خودشان ، اهميت زيادى مىدهند ، صداى خود را در گوش‌هاى آنان به طنين انداخته و به‌شدت فرياد مىزند : شما در ايام روزه‌تان هدف خود را مىيابيد و همه كارگران خود را به ذلت و خوارى مىكشانيد . شما به‌خاطر دشمنى و مشاجره روزه مىگيريد و مىخواهيد نفاق به‌وجود آوريد . روزه نگيريد كه صداى خود را در بالاترها بشنويد ! آيا روزه چنين است كه در آن فقط انسان خود را به‌زحمت مىاندازد ؟ آيا انسان وقتىكه سر خود را مانند « بردى » « 1 » خم كند و خاك و خاكستر را فرش خود نمايد ، اين را روزه مىنامند ؟
هامش
( 1 ) . « بردى » گياهى است مانند نى كه سر خود را در آب خم مىكند .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 206 | جورج جرداق / خسرو شاهى