تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
آباد نساخته است . همه اموال جمع‌شده از راه ستم را كه در گنج‌هايش نهاده ، آتش ، بدون آن‌كه بر آن بدمند ، خواهد سوخت و آنچه كه در گوشه‌هاى آن باقى بماند ، از بين خواهد رفت . آسمان‌ها گناه او را كشف كرده و زمين بر او سخت خواهد گرفت . ايوب ، محتكران را كه بدون رنج و زحمت ، از منافع و كوشش بينوايان زندگى مىكنند و هم‌چنين كشاورزانى را كه كار نموده و درو مىكنند و گرسنه و تشنه ، بدون جامه و پناهگاه به‌سر مىبرند ، با اين سخن جالب و درخشان چنين توصيف مىكند : كسانى كه بر حدود ديگران تجاوز مىكنند و گله گاو و گوسفند را مىبرند و چهارپاى يتيم را به‌كار مىكشند و گاو بيوه‌زنان را به گرو مىگيرند ؛ بيچارگان را از خود مىرانند و همه بينوايان را محروم مىكنند ؛ مزرعه‌اى را كه مال آنها نيست ، درو مىنمايند و غاصبانه انگور را مىچينند ؛ پابرهنگان عريان را بىلباس مىگذارند كه در سرما پوشاكى ندارند ، از باران كوه‌ها خيس مىشوند و پناه‌گاهى نمىيابند و در شكاف صخره‌ها و سنگ‌ها مخفى مىشوند ، يتيمان را از پستان مادر دور مىسازند ، دارايى بينوايان را به گرو برمىدارند و آنان را عريان و گرسنه مىگذارند و درحالىكه در ميان خطوط داس ، درمزرعه ذوب مىشوند و در كارگاه‌هاى نوشيدنىها ، پا به زمين مىكوبند و كار مىكنند در حالى كه خودشان تشنه‌اند ! در ميان پيامبران عهد عتيق ، شاعر بزرگى به‌نام « اشعياء » وجود دارد كه در زهد و بىرغبتى به‌دنيا به آن‌جا رسيد كه پابرهنه و عريان راه مىرفت و سال‌ها مورد شگفت و اعجاب بود . اشعياء در برابر تجاوزكاران و منافقان و محتكران چنان محكم مىايستد كه هيچ ستمگرى را ياراى مقابله با او نيست . او پوست اهل ستم وتجاوز را با زبان شعر بىنظير و انديشه‌اى نيرومند ، مىشكافد . او از مردم دعوت مىكند كه نسبت به همديگر عادلانه رفتار كنند و گرنه بار گناه بر آنان سنگينى كرده و چهره‌شان مسخ خواهد شد و زمين زير پاى آنها آلوده گشته و آنان سقوط خواهد كرد كه ديگر نمىتوانند برخيزند و آن‌گاه ميهن آنان گورستانى