تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 204

مساهمون:

ص٢٠٤
قناعت‌پيشه ، آن وسايل زندگى ابتدايى و ساده‌اى را كه براى خود برگزيده بودند ، براى ديگران پيشنهاد نمىكردند و آنان را آگاه ساختند كه فقر ، ظلم است و فقير بايد قانع نباشد ، مگر آن‌كه به حق مشروع خود در زندگى سعادت‌مندانه برسد . دوباره به آنچه يشوع‌بن سيراخ ، زاهد قناعت‌پيشه و سخت‌گير بر خويشتن مىگويد ، گوش كنيد : « اساس زندگى ، آب و نان و لباس و خانه‌اى است كه عيب‌ها را مىپوشاند » . باز به گفتار او كه در شناسايى حال فقير و غنى مىگويد ، گوش فرادهيد . در اين گفتار ، چون فقير مظلوم شده و ستم ديده است ، فقر مورد تقبيح قرار مىگيرد ، و در آن نوعى تحريك غيرعلنى به‌چشم مىخورد : « ثروتمند ظلم مىكند و عربده مىكشد و فقير ستم مىبيند و ناله مىكند ! » اگر شما انسانى قانع و زاهد باشى و بخواهى كه هم‌چنان فقير بمانى و ثمره كوشش تو را استثمارگران غارت كنند ، ابن‌سيراخ چهره‌اى از تو در برابر استثمارگران ترسيم مىكند كه ديدن آن تو را تحريك مىكند : « تو اگر سودمند باشى ، تو را استثمار مىكند و اگر بىثمر باشى ، به خوارى مىكشاند و اگر مالى داشته باشى ، با تو معاشرت مىكند و مال و دارايى تو را مىخورد و از بين مىبرد ، در حالى كه خود زحمت و رنجى نبرده است » ! آنچه را كه ما در « سِفر » ابن‌سيراخ مىيابيم كه بينوايان را به گرفتن حقوق خود در رزق و روزى مىخواند و بر استثمارگران طبقات توده خشم مىورزد ، در « سِفر » ايوب نيز كه براى خود زهد و قناعت را برگزيده بود ، مىيابيم . ايوب از منافقان سخن مىگويد و در سردمدار آنان را محتكران ثروت‌ها و غصب‌كنندگان حقوق توده‌ها مىداند و دربارهء يكى از آنان سخنى مىگويد كه به‌شدت براى اهل تجاوز و احتكار ، تكان‌دهنده است : اموالى را مىبلعد ولى آنها را استفراغ كرده و پس خواهد آورد . خداوند آنها را از درون او بيرون مىكشد ، چون او بر بيچارگان ستم كرده و خانه‌ها را غارت نموده و