اسلام خواهد آمد كه در آن ، به كار مفيدى كه سود آن عايد انجامدهنده آن مىگردد ؛ بهطورىكه او ديگر نيازمند و گرسنه نمىشود و فقير و بيچاره نمىگردد نويد داده مىشود . . . تا آنجا كه كار سودمند در اسلام محمد ، بر هر روزه و نمازى برترى مىيابد ، همانطور كه در مسيحيت مسيح ، چنين است . محمدى كه فقر را نمىپسندد و نمىپذيرد و نيازمندى و تنگدستى را نيكو جلوه نمىدهد و مىگويد : « فقر ، خود نزديك به كفر است » و ما بهزودى در فصل آينده ، عظمت محمد را در آگاهى بر بسيارى از رموز و اسرار بنيادهاى اجتماعى بيان مىكنيم و همچنين بزرگى وى را در دعوت به ايجاد يك زندگى زيبا و عالى كه پايه و اساس آن كار سودمند و پاداش به نيكىها باشد ، نشان خواهيم داد . . . .
و اين ابوذر غفارى است كه با آن زهد و قناعت و سختگيرى بر خويشتن - كه ما را حق اعتراض بر كيفيت زندگى انتخابى وى نيست - نبرد همهجانبه سختى را بر ضد فقر برپا مىكند و سرانجام هم در راه دفاع از حقوق مردم و زندگى بهتر ، شهيد مىشود . از سخنان درخشان او در جنگى كه عليه فقر و « فلسفهء » فقير ساختن برپا داشته بود ، اين است : « چون فقر و تهىدستى به سرزمينى روى آورد ، كفر به او مىگويد : مرا همراه خود ببر » ! البته مراد كفر ورزيدن بر هرگونه كمال و ارزش انسانى و همهگونه فضيلت و عبادت است و باز از گفتههاى اوست : « من از كسى كه در خانه خود قوتى ندارد ، در شگفتم كه چگونه با شمشير آخته به جنگ مردم نمىرود » !
* * * در ميان زاهدان و قناعتپيشگانى كه به نصيحت مردم پرداخته و ارشاد آنان را بهعهده داشتهاند ، گروه بسيارى هستند كه مردم را از اينكه زهد بورزند و قناعت كنند و در نيازمندى بهسر برند و مزاياى زندگى و نيكىهاى زمين را براى غارتگران بگذارند ، منع نمودهاند .
ما اين گروه را حتى در اسفار عبرانىها مىيابيم كه خداى آنها ، در بسيارى اوقات
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 202
مساهمون: جورج جرداق
ص٢٠٢