و اين محمد ، برادر مسيح است كه برضد اجتماعى قيام نموده كه مملو از آكل و مأكول ، غارتگر و غارتگشته ، سركوبشده و برترىطلب و مالامال از كسانى كه در راه حفظ اختلافات طبقاتى بين مردم ، بهمثابه يك قانون و يك اصل ثابت و نابودى طبقات فقير از فرط فقر و تهيدستى مىكوشيدند و قرآن از زبان او با مردم چنين سخن مىگويد : « فَامْشُوا فِى مَناكِبِها وَكُلُوا مِنْ رِزْقِهِ » ؛ « 1 » در اطراف زمين برويد و از روزى آن بخوريد . به بهرهمندشدن از وسيله بقاء كه خوردن از روزىهاى زمين است ، امر مىكند و آن را ويژه گروهى خاص از مردم نمىكند . و در جاى ديگر مىفرمايد :
« فَلْيَنْظُرِ الإِنْسانُ إِلى طَعامِهِ * أَنّا صَبَبْنا الْماءَ صَبّاً * ثُمَّ شَقَقْنا الأَرْضَ شَقّاً * فَأَنْبَتْنا فِيها حَبّاً * وَعِنَباً وَقَضْباً * وَزَيْتُوناً وَنَخْلًا * وَحَدائِقَ غُلْباً * وَفاكِهَةً وَأَبّاً » « 2 » ؛ انسان بايد به طعام خود بنگرد ، ما آب را فرستاديم و سپس زمين را شكافتيم و در آن دانه و انگور و سبزىها و زيتون و خرما و باغهاى پردرخت و ميوه و گياه رويانده و پرورش داديم .
اما محمد مىگويد : « مردم در سه چيز شريكند : آب و گياه و آتش » . او به كسى كه كار مىكند ، پاداش مىدهد و تأييد مىكند و به تهيه آنچه خوشبختى زندگى او را حفظ نمايد ، امر مىكند و ترغيب و تشويق مىنمايد كه در روى زمين نيازمند و فقير و دردمند نباشد . و هنگامى كه « فيئى » را پيش او مىآورند ، بين ياران و اصحابش تقسيم و توزيع مىكند و به دخترش فاطمه اميدوارى مىدهد و مىگويد : « بايد نخست مردم استفاده كنند » « 3 » .
من در اينجا دربارهء روش محمد نسبت به نيازمندى و ثروتمندى ، سخن را به درازا نمىكشم . براى اينكه در فصل آينده ، بيان روشنى از چگونگى دعوت انسان در
هامش
( 1 ) . ملك ، آيه 15 .
( 2 ) . عبس ، آيات 24 - 31 .
( 3 ) . از كتاب محمد والمسيح ، خالد محمد خالد ، ( چاپ مصر ، قاهره ) ، ص 88 .