تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
مىگويد : « اى كاتبان و فريسيان رياكار ، واى بر شما كه خانه‌هاى بيوه‌زنان را مىچاپيد و براى عوام‌فريبى ، نماز خود را طولانى مىكنيد » ! البته « خانه‌هاى بيوه‌زنان » درنظر مسيح ، جز خانه‌هايى كه گروهى گرسنه و تنگدست و نيازمند در آنها جمع شده‌اند ، چيز ديگرى نيست . فقر و تهيدستى از نظر انقلابى بزرگ چون لعنت است . مسيح با تنى رنجور و نگاهى نافذ و كوبنده كه چون صاعقه در چهرهء پريده رنگش مىدرخشيد ، به غاصبان مىنگريست و با آتش گفتارش آنان را خاكستر مىكرد . او بر امپراتورى روم و سربازان و قوانين و استعمار شديد آن غالب آمد ، چنان‌كه بر كاهنان اورشليم و اشراف و بزرگان و همه رسوم و عادات آنان پيروز گرديد تا جا را براى مردمى باز كند كه نان گرسنه را نمىخورند و آب تشنه‌كام را نمىآشامند و از ثمرهء كار و كوشش مردم به تن‌پرورى نمىپردازند كه چاق و فربه شوند و از روم براى استعمار سرزمين‌هايى كه متعلق به آنان نيست ! نمىآيند . اين انقلابى بزرگ كه براى تجليل و تمجيد زندگى انسان ، خود را « فرزند انسان » مىخواند ، و كسى كه سوداگران عبادت - پدران روحانى - به‌خاطر منافع شخصى خود كه با فقيرساختن توده مردم بستگى داشت ، گفته‌ها و تصميم‌هاى وى را وارونه ساخته و تكذيب كردند ، همان كسى است كه هنگامى كه به‌دقت در ريش‌هاى بلند آنان - كه در پيرامون آنها دم شيطان مىجنبيد ! - نگريست و به‌شدت در صورت آنها كه حاكى از پول‌دوستى و گواه بر وقاحت و بىشرمى درونى آنها بود نظر افكند ، بر استثمارگران و تن‌پروران و دشمنان توده كه براى ربودن لقمه نان گرسنه و كوشش كارگر ، توطئه مىچيدند و خانه‌هاى بيوه‌زنان را مىخوردند و بر كارگران و كشاورزان ستم مىورزيدند ، اين لعنت جاودان و نفرين كوبنده را فرستاد و تمجيد و تقديسى را كه در درون خود به آن عادت داشتند ، تقبيح كرد و آنان را همانند توفانى سخت تكان داد و به لرزه درآورد ، آن‌جا كه گفت : « اى افعىزادگان ! »