زمين را - با همه خواستهاى آن كه ضامن بقاى سعادتبار زندگى است و به يك اندازه شامل جنبههاى مادى و معنوى آن است - در نماز مجسم مىداند : « زندگى من ، نماز من است » .
و اين سقراط است كه در ميان شرايط حكومت و زمامدارى ، شرطى را برتر و لازمتر از اين نمىداند كه حاكم بايد پايبند منافع و مصالح همگان باشد و هرگز راهى براى غارت مردم پيدا نكند .
اگر از وسايل زندگى ، براى مردم آنچه مىخواست كه خود به آن قناعت كرده بود ، براى او گوارا بود كه بر مردم نيز سختگيرى و زهد و بىرغبتى را بپسندد ، چنانكه براى خود برگزيده بود .
سقراط در اصلاح قوانين و تصحيح سياست مىكوشد و تجاوز و تجاوزكاران را بهخاطر يك هدف اساسى مورد حمله قرار مىدهد و آن هدف رفع نيازمندى از ملت است . او سپس برابرى در حقوق و وظايف را روح حكومت مىشمارد ، چنانكه نگهدارى آن را وظيفه حاكم مىداند . او جنگى همهجانبه ، بر ضد عواملى برپا مىدارد كه در ميان فرزندان يك سرزمين ، در ثروت ايجاد تمايز مىنمايند و به افرادى كه ثروت را بدون درنظرداشتن منافع عموم ، جمع مىكنند ، سخت مىتازد . و آنكس كه از گفتوگوها و مباحثات مشهور وى آگاه باشد ، در يكى از آنها ، اصرار حكيمانه او را مىبيند كه چگونه آسايش و رفاه مادى توده را محورى مىداند كه كار و عمل هيئت حاكمه و كسانى كه در فكر حكومت هستند ، بايد در چهارچوب آن دور بزند .
به همين جهت ، براى كانديداهاى حكومت آتن ، سؤالاتى را مطرح مىسازد كه بيشتر در خصوص توزيع عادلانهء ثروت در ميان مردم و اصولًا شناسايى منابع ثروت است .
و اين مسيح ، انقلابى بزرگ است كه مىگويد : « انسان فقط به نان زندگى نمىكند » . در اين گفتار ، دليل روشنى است كه مسيح مقام نان را بزرگ مىشمرد و اشارهاى است به
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 194
مساهمون: جورج جرداق
ص١٩٤