تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
پاك‌كردن درون نيز مشغول شويد . چگونه ممكن است اراده مسيح متوجه به فراوانى و افزايش مزاياى زندگى و نيكىهاى زمينى براى همه مردم نباشد ، در صورتىكه او در نمازى كه به انجام‌دادن آن دعوت كرده ، چيزى بزرگ‌تر از طلب‌كردن نان نمىيابد و مىگويد : « اى پدر ما كه در آسمان‌ها هستى . . . نان را به اندازه كفاف ما عنايت فرما ! » رسالت مسيح - در قسمت اعظم آن - چيزى جز انقلاب قاطع و كوبنده بر ضد غاصبان غارتگر و رياكار ، كاهنان و طبقه حاكمه و سوداگران ، نبود . . . فخرفروشانى كه از كوشش فقيران زندگى مىكنند و خون آنان را مىمكند ، همان‌گونه كه كرم‌ها از شيره درختان بارور ، زندگى مىكنند ! اين انقلابى بزرگ با اين گفتار صريح ، در درجهء اول فراوانى نان و آب و پوشاك را براى همهء مردم مىخواهد . گفتار صريحى كه در سخت‌ترين و وحشتناك‌ترين دوران‌هاى استعمار سرزمين ما از طرف روميان ، در يك اجتماع بزرگ از همه طبقات ، بيان شد كه در آن اشراف ، منافقان ، كاهنان ، پدران روحانى و نوكران پرخور و مفتخور قيصرها را رسوا مىسازد : « آنان بارهاى سنگين و طاقت‌فرسا را بر دوش مردم مىنهند در حالىكه خود حتى انگشتان‌شان را رنجه نمىكنند ؛ آنها همهء كارهايى را كه مىكنند براى جلب توجه مردم است ، عمامه‌هاى خود را نمايش مىدهند و دامن لباس‌هاى خود را بلند مىسازند و در مهمانىها متكاى نخستين را مىخواهند و در مجامع و محافل ، صدر مجلس و در كوچه و بازار سلام و احترام را دوست دارند ، آنها ميل دارند كه مردم آنان را : « آقاى من ، سرور من ، بخوانند » ! مسيح نماز و نيايش اين گروه منافقان رياكار را نمىپذيرد ، زيرا آنان حاصل كوشش مردم را مىخورند و مردم را از نانى كه حق آنان است بازمىدارند . مسيح