تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
رياكاران را رسوا مىسازد . منافقانى كه با عبارات و حرف‌هايى كه از خود ساخته‌اند ، مردم را به زهد و سخت‌گيرى و فقر مىخوانند و آن را ناجوانمردانه به اين مردان انقلابى نسبت مىدهند . ما از زندگى و تعليمات آنان چيزهايى داريم كه عقيدهء ما را درباره اين‌كه آنان خود زهد ورزيدند ولى به زهد دعوت نكردند ، كاملًا تأييد مىكند و نشان مىدهد كه آنان بر خود سخت گرفتند ولى براى همه مردم ، زندگى خوش و راحتى را خواستند كه نه فقير باشد و نه بيچارهء درمانده ، نه غارتگر باشد و نه غارت شده ! و البته همهء اينها به‌خاطر ايجاد يك زندگى اجتماعى عادلانه و يك حيات اخلاقى و معنوى شرافت‌مندانه بود . * * * اين روح پاك بوداست كه در كتاب بشارت خود ، به لزوم و ضرورت كار به‌خاطر سعادت و آسايش مردم ، نه به‌خاطر فقيرساختن و افكندن آنها در دوزخ تنگدستى كه بعضى آن را براى فرزندان زمين نيكو جلوه مىدهند ، فرياد مىزند . او سپس خو درا به همان اندازه‌اى كه در بدبختى روحى و معنوى طبقات مردم مسئول مىداند ، در فلاكت‌هاى مادىشان نيز مسئول مىشمارد و از گفته‌هاى اوست : « به ديگران كمك و يارى كنيد و دل‌هاى خود را ، جايگاه محبت آنان قرار دهيد . » و اين گفتار كنفوسيوس است كه گويى فقر را لعن و نفرين مىكند . او مىگويد : « بسيار دشوار است كه انسان فقير باشد و سرزنش نشنود ، و ثروتمند باشد و خودخواه نباشد » ! اين مرد بزرگ ، قسمت مهمى از تعليمات خود را به تشويق مردم به كار و كوشش و اهميت‌دادن به جنبه مادى زندگىشان ، اختصاص داده است ، بدون آن‌كه بدبختى و محروميت مادى را درنظر كسانى كه مىخواهند از نظر معنوى غنى باشند ، نيكو جلوه دهد . از سخنان جاودانه و تاريخى او ، اين كلمات جالب است كه زندگى در روى