تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
آنان را تكذيب و رسوا كند ! بگذار نفاق بورزند و دورويى كنند تا حقيقت زندگى و اراده حيات آنها را تكذيب نمايد ! منافقان بدين علت نفاق مىكنند كه مىپندارند وسيله آرامش در بين مردم ! بقاى اجتماع بر حالت ثابتى است : سيرى و پرخورى در يك طرف ، فقر و گرسنگى در طرف ديگر ! و روى اين اصل ، پرخور نبايد مشيت زندگى و خواست حيات را بپذيرد ، حياتى كه همهء فرزندانش را به‌شدت دوست دارد و به‌خاطر همين دوستى است كه هميشه در تطور و تحول بوده و مىخواهد كه فرزندانش نيز در تحول و تطور باشند ، ولى آدم پرخور و سير ، راضى نيست كه در وضع او و ديگر مردم ، تغيير و تبديلى به‌وجود آيد . گرسنه در پندار منافقان ، نبايد از حق پايمال شدهء خود سخن گويد و آن را طلب نمايد و برضد زندگى اشراف و خوش‌گذرانىهايى كه وسايل عيش آنها از حلقوم بينوايان بيرون كشيده شد و در سفره سيران قرار گرفته است ، قيام كنند ! اگر گرسنه حق پايمال شدهء خود را طلب كند و به‌خاطر نانى كه از حلقوم فرزندانش بيرون كشيده شده ، به پاخيزد ، كافر و منحرف و اخلال‌گر گشته و امنيت و آسايش آسودگانى را مورد تهديد و خطر قرار داده كه در سايهء كوشش او ، ابريشم سفيد پوشيده و به استراحت پرداخته‌اند ! البته روش‌هاى منافقان در حفظ عوامل و علل پرخورى و امنيت اشراف ، از يك طرف ، و بنده و برده‌ساختن توده‌هاى شكم خالى و گرسنه ، از طرف ديگر ، گوناگون است . منافقان در هر زمانى راه‌هايى دارند كه وضع و صفات آن زمان براى آنها آماده ساخته و در آن سير مىكنند . و شايد مشخص‌ترين اين راه‌ها ، در تاريخ گذشته - دور و نزديك - همان است كه از تفسير و تأويل مسائل دينى به‌دست آورده‌اند و در اين موضوع ، اهل نفاق و سودپرستان ، در يونان و روم ، در بودائيت و يهوديت ، در مسيحيت و اسلام ، يك‌سان و برابرند !
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 187 | جورج جرداق / خسرو شاهى