سخنى كه بر خلاف رضا و ميل امير و ارباب گفته ، مىكشند و هستى او و عيال و اولادش را غارت مىكنند كه به دارايى و ثروت فرماندار يا حاكم و يا سلطانى از سلاطين زمان اضافه كنند . . . اين عرب يا غيرعرب ، امكان ندارد كه از شكوه و جلوه هستى در شگفت آيد و زيبايى خلقت و ارزش حيات را درك كند و فرصت يابد تا مفاهيم عالى انسانيت را در درون و قلب خود پرورش دهد !
آنكس كه « فقر » هرنوع فضيلتى را از او سلب كرده و بيچارگى و تنگدستى هرگونه آرامش نفس و اطمينان خاطرى را در او نابود كرده است ، ممكن نيست كه با راستى آراسته گردد و با پاكى ممتاز شود و در سرور و شادى فضيلت بهسر برد و از درون خود انگيزههاى حسد ، كينه ، بغض و مظاهر انحراف از اصول نيكى را بيرون بريزد .
كسى كه آتش گرسنگى در جانش زبانه مىكشد ، خون و شيره زندگى در بدن او مىخشكد ، و حرارت و شعله ايمان در روح او خاموش مىشود ، و دوستى و عشق به كينهها و بغضهاى عميق و اطمينان خاطر و پاكى روح به بدبينىهاى سياه و وحشتناك تبديل مىشود ، البته او نمىتواند فردى باشد كه به سيماى جالب زندگى اعتماد كند و به عدالت مردم ايمان بياورد ، برادرش را نيكخواه باشد و به نزديكانش مهر بورزد !
آنكس كه زنجيرهاى محكم و سنگين احساس پستى و خوارى و نقص ذاتى ! - احساسى كه پيوند ناگسستنى با احتياج و تنگدستى دارد - دست و پاى او را بسته است ، نمىتواند به كسى عشق بورزد و كسى را دوست بدارد و عشق و دوستى او را بالا ببرد !
و كسى كه نيازمند نان است ، نمىتواند اهل فضل و دانش باشد . « نان براى همه » نخستين وسيلهء صلح است . نان عامل ثبات و انضباط بوده ، و وسيلهاى است كه انسان را براى درك و احساس و تفكر صحيح و ايجاد روابط دوستانه با مردم ، آماده
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 185
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨٥