در اين امور كه به طور مختصر فضايل اخلاقى يا معنوى مىناميم ، باعث شده بود پيش از خلافت و بعد از آن ، در ساختمان بناى سالم اخلاقى و اجتماعى خود ، از يك نقطه خاص و معين شروع كند كه عبارت بود از : فراهمساختن نان و آب و پوشاك و مسكن براى انسانى كه على مىخواهد به مرتبه بلند اخلاق فاضله برسد . و بهعبارت ديگر :
نقطهء آغاز ، تهيهء « وسايل زندگى » بر انسانى بود كه على او را به صفاى درون و پاكى روح دعوت مىنمود .
كارگرى كه بهنحوى در جامعه كار مىكند ، ولى اجرت و مزدى به اندازه كار و كوشش خود دريافت نمىدارد و بلكه ثمره كوشش و مُزد دسترنج او را احتكارگر سرمايهدار و ثروتمند خودخواهى غصب مىكند ، هرگز نمىتواند از شكوه هستى در شگفت آيد و هيچوقت نمىتواند زيبايى آفرينش و ارزش زندگى را درك كند و فرصتى هم نمىيابد كه مفاهيم عالى انسانيت را در دل و وجدان خود پرورش دهد !
آن هموطن زجركشيده و ستمديدهاى كه شلاقهاى دردآور اشرافى را مىخورد كه خود را بهزور ، امير و بزرگ او ساختهاند ، و در جايى كه او گرسنه است از سيرى و پرخورى به بيمارى افتادهاند و هنگامى كه او قوت ضرورى را نمىيابد ، مال و ثروت اندوختهاند و يا زير تازيانههاى حاكمى جان مىدهد كه براى خدمتگزارى آمده بود ولى ناگهان خود غارتگر و چپاولگر از آب درآمده و بدون كوچكترين حسابى ، اختيار مرگ يا زندگى مردم را در دست گرفته است ؛ اين همميهن هيچوقت نمىتواند كه از شگفتى وجود در حيرت افتد و زيبايى آفرينش و ارزش زندگى را درك كند و فرصت هم نمىيابد كه مفاهيم عالى انسانيت را در قلب و وجدان خود پرورش دهد !
اين عرب يا غيرعربى كه مأموران حكومتى بهسراغ او مىروند و او را بهخاطر درهمى كه قدرت ندارد آن را به امير يا ارباب مفتخور و عياش بپردازد به ذلت مىكشاند ، بدون آنكه اين امير و ارباب حتى حق گرفتن يك قرص نانى را داشته باشد ، در صورتى كه همه هموطنان كارگر و دهقان گرسنهاند و نانى ندارند و يا او را بهخاطر
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 184
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨٤