مىسازد . « 1 » و بر طرف ساختن تنگدستى و نيازمندى ، نردبانى است كه ملت مىتواند از پلههاى آن بالا رود و به اوج سعادت برسد و از پرتگاه نجات يابد ، پرتگاهى كه در اثر محروميت و فشار ، در آن سقوط كرده و احساس و درك پاك انسانى را از دست داده و اكثريت توده محروم را چنان بدبخت كرده بود كه آنها فكر مىكردند كه در روى زمين غريب و تنها بوده و از ميهن و از كار مفيد و ارزشمند و حتى از خودشان هم بيگانهاند !
برچيدن بساط نيازمندى و تنگدستى ، به تنهايى قادر است كه احساس عدم شخصيت و پستبودن را از بين ببرد و انسان را از سرنگونى در جهنم سوزان بغضها و كينهها بازدارد !
* * * بگذار منافقان نفاق كنند و بر نفاق خود بيفزايند ، تا واقعيت مردم در هر زمان و مكانى ، آنها را تكذيب كنند !
بگذار نفاق كنند تا خورشيد درخشان و ماه تابان و صفاى چشمهسار و گياه زمين
هامش
( 1 ) . مؤلف شايد از ترس تكفير ! مىگويد اگر نان نباشد كارگر و رنجبر و . . . نمىتوانند شگفتى وجود و زيبايى آفرينشرا دريابند و . . . ولى بايد توجه داشت كه مسئله مهمتر از اينهاست ، زيرا پيامبر خدا مىفرمايد : اگر نان نباشد ، حتى نماز و روزه و پرستش خداوند نيز از بين مىرود : « قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله : اللّهم بارك لنا فىالخبز و لاتفرّق بيننا و بينه ، فلولا الخبز ما صُمنا و لا صَلَينا و لا ادّينا فرائض ربّنا » - خداوندا ! براى ما در نان بركت بده - آن را زياد كن - و ميان ما و نان جدايى مينداز كه اگر نان نباشد ، نماز نمىخوانديم و روزه نمىگرفتيم و واجبات پروردگار خود را بهجا نمىآورديم - ( سفينةالبحار ، ج 1 ، ص 374 و فروع كافى ، ج 5 ، ص 73 ، ط جديد ) .
و امام صادق عليه السلام از پيامبر نقل مىكند كه فرمود : « . . فان الخبز مبارك . . . و به صلّيتم و به صُمتم و به حَجَجتم بيت ربّكم » - نان گرامى است ، بهواسطه نان نماز مىخوانيد و روزه مىگيريد و به زيارت خانه خدا مىرويد - ( وسائلالشيعه ، كتاب اطعمه و اشربه ، باب 85 ) .
« ابن الاعسم » در بيان اين مطلب و احترام نان مىگويد :الفضل للخبز الذى لولاه * ما كان يوماً يُعبدالاله
فاكرم الخبز و مِن اكرامه * ترك انتظار الغير من ادامهبرترى با نان است كه اگر نبود ، هرگز خداوند مورد پرستش قرار نمىگرفت . به نان احترام بگذار و از احترام نان آن است كه با وجود آن منتظر خورش ديگرى نباشى ! . . . م .