مىكشم .
على
من از كسى كه در خانهء خود قوتى ندارد در شگفتم كه چگونه با شمشير آخته به جنگ مردم نمىرود !
ابوذر
على با همهء نيروى خود ، نگاهى به جهان هستى افكند ، بهطورى كه در آن نظر تيزبين ، كوچكترين ذرات وجودش هم غافل نماند و با عقل و قلب و تمام وجودش ديد كه دقت و انديشه انسان در جهان و ژرفنگريش در كمالات هستى ، اجازه نمىدهد بر حقوق زندگى انسان - كه حيات و بقاى آن با زمين پيوند ناگسستنى دارد - تجاوزى بشود يا به حقوق و روابط جامعهاى كه ناگزيرند در راه ادامه زندگى با يكديگر همكارى و تعاون داشته باشند ، لطمهاى وارد آيد .
على ، درست در آن هنگام كه مردم را به سير در شگفتىهاى وجود و زيبايىهاى آفرينش دعوت مىكرد ، آنان را ، اعم از افراد يا گروهها ، به انتخاب راه و روشى دعوت مىنمود كه همه را در راه تعاون اقتصادى و تكافل مادى سوق دهد ، چرا كه اين همفكرى و هماهنگى ، ضامن وصول همگان به سعادت واقعى و نيكى بزرگتر ، يعنى حفظ احترام و كرامت انسان است . انسانى كه داراى فكرى فعال ، عاطفهاى حساس و بدنى مادى است كه خود مبيّن وجود جسمانى انسان بهشمار مىرود و داراى حقى است !
على درست به همان هنگام كه در راه تهذيب درون و پاكى وجدان و تقديس آزادى مردم كوشش مىكرد ، نيز در راه بنياد جامعهء سالم و عادلى مىكوشيد كه برپايهء قوانين متين و عادلانهاى استوار شود و زيربناى آن با « عدالت اجتماعى » محكم گردد .
رغبت و شوق صادقانهء على در سير در راه كمال انسانى و در تربيت عقل و دل و وجدان مردم و در تصفيه رذايل و اشاعه فضايل معنوى در بين آنها . . . و علاقهء شديد او
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 183
مساهمون: جورج جرداق
ص١٨٣