از اينجا « 1 »
مسيح نظر تند و تكاندهنده و زندگىساز خود را ، بر رؤسا و بزرگان اورشليم و ريشهاى دراز و بلند آنها - كه پيرامون آنها دم شيطان مىجنبيد - افكند و بهشدت صاعقه آنها را مورد هدف قرار داد تا با زيبايى سيماى خود ، غصبكنندگان حقوق مردم را بترساند و آنگاه بهسختى آنان را بر زمين بكوبد . تا آتشگفتارش كه زبانه مىكشيد ، آنان را در كام خود فرو برد و خاكستر كند . او چون غرش توفانى بانگ برآورد :
« اى رياكاران ! اى اژدهازادگان ! من مهر و محبت مىخواهم نه قربانى ، شما از آلودگى به خوردن پشهاى دورى مىجوييد ، ولى شتر را مىبلعيد ! « 2 » به كارگران و كشاورزان ستم مىكنيد ،
خانه بيوهزنان را مىخوريد ، و بهخاطر عوامفريبى ، نماز خود را طولانى مىكنيد . اى رياكاران ! اى افعىزادگان ! شنبه بهخاطر انسان قرار داده شده ولى انسان بهخاطر شنبه نيست . »
فقر نزديك به كفر است .
محمد
اگر فقر در برابر من بهصورت انسانى مجسم گردد ، البته او را
هامش
( 1 ) . در اين بخش مطالبى مىخوانيد كه از نظر گروهى مورد پسند نخواهد بود . براى آشنايى بيشتر با بينش اسلامى در اين زمينه به توضيح شمارهء چهارم در آخر كتاب مراجعه شود . م
( 2 ) . اشاره به آن است كه در ظاهر خود را از آلودگى به چيزهاى كوچك دور نگه مىداريد ، ولى عملًا از ارتكابجنايات بزرگتر باكى نداريد . م