تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
رسانيدم . اگر بپذيريد در دنيا و آخرت بهره‌منديد و اگر آن را نپذيريد ، براى فرمان خدا شكيبا باشم تا خداوند ميان من و شما داورى كند . » اما علىبن ابىطالب ! كار او با فرزند ابوسفيان ، پسر هند جگرخوار و ابن‌الحكم و كسانى كه پست و مقام را خريدوفروش مىكردند و افسران و سربازانى كه كوركورانه پى سود ديگران كشيده مىشدند و آنهايى كه عقيده و روش خود را مىفروختند ، به كجا كشيد ؟ او نيز در گوش آنان بانگى برآورد و صيحه‌اى زد كه اركان آنها را به لرزه درآورد ، بنيادشان را ويران ساخت ، سقف‌هايشان را درهم كوبيد و ديوارشان را از هم پاشيد . و اين بر دل‌هاى بينوايان و ستمديدگان و شكنجه‌ديدگان ، آرامش و صلح و نعمت شايان بود : « زيردستان شما ، بزرگانند و بزرگان و زبردستانتان زيردست ! به‌خدا سوگند تا ستارگان روانند ، فرمانى به ستم نخواهم كرد . به خداوند سوگند ، دادِ ستم‌ديده را از ستمگر مىگيرم و بينى ستم‌كار را مهار مىكنم تا او را به سرچشمه حق وارد كنم ، گرچه او را خوش نيايد ! به‌خدا سوگند ، من پيش از آن‌كه بر حق گواهى بدهم خود آن را باور دارم . به‌خداوند سوگند ! هيچ باك ندارم كه من به‌سوى مرگ بروم يا مرگ به‌سوى من بيايد » ! « 1 » امام علىبن ابىطالب ، در روزى كه به او گفتند : ما عزيزان و بزرگان قوم هستيم ، چنين پاسخ داد : « آن‌كه خوار و ذليل است ، در نزد من عزيز و گرامى است تا حق او را بستانم و نيرومند در نظر من ضعيف است تا حق را از او بازگيرم » . ولى بايد ديد كه علىبن ابىطالب گفته‌هاى خود را چگونه از مرحله بيان به مرحله عمل درآورد و از مرحله ذهنيت به مقام عينيت رسانيد و كار او با مردم به كجا انجاميد ؟
هامش
( 1 ) . اين كلمات در موارد متعددى از نهج‌البلاغه آمده است .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 181 | جورج جرداق / خسرو شاهى