تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
و به سرنوشت دو رفيق قبلى خود دچار شد . براى بار چهارم بانگ برآورد ، كسى به ميدان نيامد و هركسى كه در صف نخست بود به صف عقب‌تر برگشت ! على ديد كه ترس و وحشت در صفوف سربازانش رخنه مىيابد ، خود به ميدان اين مرد آمد و او را به قتل رسانيد . سپس با صداى بلند كه همه بشنوند ، گفت : مردم ! اگر شما جنگ را شروع نمىكرديد ، ما آغاز نمىكرديم ! و سپس به جاى خود بازگشت . و از همين داستان‌هاست ماجراى جنگ جمل ، هنگامى كه دشمنانش جمع شدند ، مىكوشيدند كه به‌سوى وى آيند ، به ياران خود دستور داد كه صفوف خود را آماده سازند ، و چون آماده شدند ، به آنها فرمود : « تيرى نيفكنيد ، با نيزه نزنيد و شمشير نكشيد ، مگر اين‌كه معذور شده باشيد » . او بدين‌ترتيب مىخواست از جنگ جلوگيرى كند و مسائل را به‌طور مسالمت‌آميز حل كند تا خون‌ها ريخته نشود و مردم كشته نشوند . ولى اين دقيقه‌اى بيش نبود . مردى از سپاه دشمن تيرى رها كرد و يكى از ياران على به‌قتل رسيد . على بانگ برآورد : اللّهم اشهد ! خداوندا ، گواه باش . سپس مرد ديگرى بدين‌ترتيب كشته شد و على گفت : خداوندا ! گواه باش ! آن‌گاه عبدالله بن بديل تير خورد . برادرش او را به نزد على آورد ، و على گفت : خداوندا گواه باش . . . و سپس جنگ آغاز شد .

دورى از ظلم و ستم

خصلت دورى از ظلم ، اصلى از اصول روح على و خلقى از اخلاق اوست . و همين خصلت با انديشهء كلى على پيوند ناگسستنى داشت ؛ انديشه‌اى كه بر پايهء مردم‌دوستى ، وفاى به عهد و نگهدارى پيمان استوار بود ، مگر آن‌كه مردم خيانتى در پيمان كرده و بىرحمى پيشه سازند كه اين روش در منطق امام قابل اغماض نبود . . . . از عالىترين نمودارهاى دوستى و نشانه‌هاى وفا آن است كه قهرمانى در ميدان جنگ بايستد و به دوستان و آشنايان سابق خود كه اكنون به جنگ او آمده‌اند ، به چشم