تخطي إلى المحتوى الرئيسي

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
على مدتى طولانى زبير را در آغوش داشت ، زيرا رشتهء دوستى هم‌چنان در قلب بزرگ او ناگسستنى بود ! آن‌گاه على با همان نرمش دوستى قديمى ، از زبير پرسيد : واى بر تو اى زبير ! چرا قيام كرده‌اى ؟ گفت : به‌خاطرِ خون عثمان ! على گفت : خداوند بكشد هركدام از ما را كه در خون عثمان بيشتر شركت داشت ! و سپس هم‌چنان پيمان‌ها و دوستىها و روزگار برادرىهاى گذشته را به ياد او مىآورد و چه بسا كه على در اين ماجرا گريه كرد ، ولى زبير به جنگ با امام ادامه داد تا كشته شد . مرگ او براى على كه دوستىها را درنظر مىگرفت ، دردناك بود و به‌خاطر همين وفادارى نسبت به خلفاى سه‌گانهء پيش از خود على سه‌تن از فرزندان خود را هم نام آنها نمود و آنها را ابوبكر ، عمر و عثمان ناميد . « 1 » گذشته از اين‌كه از هيچ‌گونه كمك فكرى و عملى درباره خود آنها دريغ نورزيد ، اما واكنش امام در مقابل كشته‌شدن طلحه در تاريخ هرگز نظير ندارد زيرا هيچ دشمنى در مرگ دشمن خود ، واكنشى به آن نحو نشان نداده است . على در آن ساعتى كه بر سر كشتهء طلحه آمد ، سخت اندوهناك و محزون بود و به‌شدت گريست و در واقع با يادآورى خاطرات دوران گذشته ، اشكى فراوان از چشمان او جارى شد و قلب او را آتش زد . على به
هامش
( 1 ) . على در راه مصالح عاليه اسلام و به خاطر بزرگداشت هدف‌هاى مقدس و آسمانى قرآن ، نه‌فقط سال‌هاىمتمادى از حق ضايع‌شده خود صرف‌نظر كرد ، بلكه با كسانى كه حق او را پايمال كرده بودند ، به‌خاطر اسلام همكارى نمود . او در اين راه تا آن‌جا پيش رفت كه نام فرزندان خود را نيز از نام آنها گرفت تا وحدت اسلامى را در قبال دشمنان دين ، حفظ كرده باشد . . . و اى كاش ما نيز در عصر خود ، و در مبارزاتى كه به‌خاطر بسط عدالت اجتماعى و نشر اصول اسلامى در پيش داريم ، هدف را فداى مصالح زودگذر و شخصيت‌ها نمىساختيم ! . . . پيروان مكتب على بايد براى پيروزى نهايى از راهى بروند كه راهبرشان از آن راه رفت . در غير اين‌صورت و با ايجاد نفاق و اختلاف و دامن‌زدن به آتش بدبينى و سوءظن ، انتظار پيروزى احمقانه است ! . . . م .
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (بوستان كتاب)(فارسى) — صفحة 148 | جورج جرداق / خسرو شاهى