تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
شدن و سر در گم شدن اصلاح حال انسانها بوده است آرى ، او كاملا ميداند و اگر بگويد نمىدانم ، يا از هيچ چيز خبر ندارد و يا دروغ مىگويد . به نظر مىرسد اين عامل ( عدم تطابق معارف و آرمانهاى معقول انسانى كه كاملا براى او شناخته شده است ، با مسير عينى حيات او ) براى ناشناخته ماندن انسان ، پندارى بيش نيست زيرا عامل مزبور تكيه بر سستى اراده در برابر تمايلات و لذت جوئى و سود پرستى انسانها دارد كه عمدتا بر عدم توجه به خلاقيت تعليم و تربيت و مديريتهاى گوناگون جوامع مستند مىباشد . اگر به حقيقت توجه جدى كنيم كه يكى از اساسىترين عوامل افزايش معلومات بشرى ، عمل و تصرف در موضوعاتى است كه با آنها در ارتباط قرار مىگيرد [ و اين يك جريان كاملا منطقى بوده است كه عمل به آن نموده است ] . علت مجهول ماندن حقايق انسانى را مىتوانيم بفهميم . به عنوان مثال : ما در ميان مشكلات فراوانى در بارهء « من » و تحولات و تنوع كارها و سقوط و اعتلاها و جمود و خلاقيت آن قرار گرفته‌ايم ، به اضافهء مجهولاتى كه در پديدهء تعليم و تربيت مطابق آرمانها و ايده‌ها در بارهء « من » ديده مىشود ، بايد گفت : اين همه مشكلات و مجهولات به يك مسئله مستند است كه چگونه بايد « من » را پرورش داد كه در مسير تكون و فعاليتش از خود بينى و خودخواهى محرب و تباه كننده نجات پيدا كند و حركت و تحولات در زندگى را با « مىخواهم آزاد » بدون احساس شكست و يا بدون تورم بىاساس بپذيرد . بنا بر اين ، حل آن همه مجهولات و مشكلات فقط با شناخت اصول اساسى « من » و به جريان انداختن اراده و اقدام عملى امكان پذير مىباشد .

نوع سوم -

اشتباه و خطاى بزرگى است كه در فرهنگهاى رسوب شده و آرمانهاى پذيرفته شده در اقوام و ملل به عنوان حقايق ذاتى آنان تلقى شده و از طرف حاميان آن فرهنگها و آرمانها در تعريف انسانها وارد گشته است ، و به جاى
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 64 | محمد تقي جعفري