نتيجه مثبت روش تجزيه اى
نتيجهء يكم - دقت و تأمل در بعد مورد بحث و تحقيق به حدى كه قابل مقايسه با نگرشهاى سطحى در بعد مفروض در روشهاى تركيبى و مجموعه نگرى نمىباشد . به عنوان مثال مباحث مربوط به ( صيانت ذات ) و ( خود خواستن طبيعى ) را در نظر مىگيريم : جاى ترديد نيست كه مسائل و مباحث مربوط به اين غريزه در دوران ما به قدرى از ديدگاههاى مختلف گسترده و عميق مطرح شده است كه با گذشته قابل قياس نيست . در نتيجه ، افزايش معلومات در اين موضوع به اندازه اى است كه از ديدگاههاى بيولوژيك گرفته تا قلمرو عاليترين و پيچيده ترين پديدههاى زندگى اجتماعى ، موضوع مزبور مطرح مىشود . گسترش و تنوع مباحث مربوطه به حدى است كه مىتوان گفت : بايد آن را به صورت يك علم مدون در آورد ، نه اين كه در روانشناسى و روانكاوى و روانپزشكى فصلى براى مبحث « من » ، « صيانت ذات » ، « خود خواستن » باز كرده و به همان فصل قناعت ورزيده شود .
نتيجهء دوم - مقدار فراوانى از ادعاهاى بىدليل كه به شكل فرض و تئورى يا در قالبهاى فلسفى تجريدى محض ، در بارهء « من » مطرح مىگشت ، با دليل و استشهادات تجربى وارد منطقهء معلومات قلمرو علوم انسانى گشته است .
اگر چه در بارهء شناخت حقيقت « من » آن چنان كه در شناخت ديگر واقعيات توقع مىرود ، پيشرفت قابل ملاحظه اى ديده نمىشود . يعنى همان گونه كه از قرنها پيش گفته شده است :
حيران شدهام كه ميل جان با من چيست
و اندر گل تيره اين دل روشن چيست
عمرى است هزار بار من گويم و من
من گويم و ليك مىندانم من چيست