گذشته است ، همچنان مانند دريائى است كه جويبارهاى حوادث آينده بسوى آن سرازير ميشوند اين پيوستگى و تبلور را آگاهان جوامع درك نمودهاند .
اگر اين آگاهان انسانهاى وارسته و پاك از آلودگىها بوده باشند ، براى خويشتن و ديگر مردم جامعه آيندهء نيكو مىسازند و اگر انسانهاى شر و پليد باشند ، از ناآگاهى مردم سوء استفاده كرده آينده را به سود خود محورى تحت سلطهء خود در خواهند آورد .
اما ضرورت آينده بينى اخروى ، كافى است ما مقدارى در بارهء عظمت روح و خواستههاى آن و همچنين در بارهء سرمايههاى شگفت انگيز مغز كه خدا به انسانها عنايت فرموده است بينديشيم . اگر اين انديشه عميق و همه جانبه بوده باشد ، خواهيم ديد كه اين روح و اين مغز هرگز در اين زندگانى محدود اشباع نمىشوند . اگر بر فرض محال ما انسانها بتوانيم در اين دنيا ميلياردها سال زندگى كنيم ، خواهيم ديد هرگز محصول اين روح بينهايتگرا و اين مغز كه در يك لحظه مىتواند به عالم هستى مشرف شود و آن را به شكل يك موجود ناچيز در برابر خود برنهد ، اين پديدهها و خواستههاى محقر نيست كه ما در زندگانى بسيار طولانى ديده و يا به آنها جامهء عمل پوشانيدهايم .
من نمىدانم آن انتظار بسيار بزرگ را كه روح در درون خود احساس مىكند و آن خواستهء ما فوق اين خواستهها را كه دستگاه هستى پاسخگوى آن نيست ، چگونه مىتوان در مشتى خوردنى و آشاميدنى و پوشيدنى و مقدارى لذائذ حيوانى زودگذر و محدود و نسبى خلاصه كرد خلاصه براى اثبات حركت بسوى يك آيندهء ابدى و پر معنى كه روح آدمى در آن به فعليت خواهد رسيد و مغز پر از استعدادها و قواى فوق تصور در آن آينده شكوفا خواهد گشت ، فقط يك توجه عميق و ناب و پاك از آلودگىها لازم است كه حقيقت مزبور را دريابد و بپذيرد . همچنين براى اثبات آيندهء ابدى و لزوم حسابگرى در بارهء آن ، اين توجه بس است كه هيچ حركتى از انسان مخصوصا آگاهانه
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 324
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٢٤