تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
پيش رو دارد و آن را بناچار سپرى خواهد كرد . نوع دوم - آيندهء حيات اخروى كه اگر كسى آن را نپذيرد يا ناديده بگيرد ، اين حيات دنيوى هرگز براى وى قابل تفسير و توجيه نخواهد بود . اين بيت را كه در زير مىخوانيد ، داراى مضمونى است كه زبان حال همهء حكماء و عقلائى است كه زندگى اين دنيا را كاملا شناخته و آن را ارزيابى نموده‌اند -
روزگار و چرخ و انجم سر بسر بازيستى گرنه اين روز دراز دهر را فرداستى
ناصر خسرو قباديانى هر دو نوع آينده احتياج به حسابگرى دارد ، زيرا هر دو آينده امتدادى از وجود انسان است . پس در حقيقت جدى گرفتن هر دو نوع آينده و حسابگرى در بارهء آنها ، جدى گرفتن و حسابگرى در وجود خود انسان است . ضرورت حسابگرى آيندهء حيات دنيوى ، علل متعددى دارد كه از آن جمله مىتوان اين دو علت را در نظر گرفت : علت يكم - همانست كه در مبحث فعلى اشاره به آن نموده‌ايم كه قسمتى از واقعيات و رويدادهاى ديروز و امروز عللى هستند كه معلولات خود را در آينده به وجود خواهند آورد . علت دوم - هوش و انديشه و تجارب مفيد از گذشته و حال ، به جهت تشابه شئون و رويدادهاى زندگى ، همواره ، قدرتمندان را براى حفظ موقعيت خود آماده كرده است ، اگر مردم در بارهء آيندهء خود بىاعتنا باشند ، بدون ترديد در مقابل وضع انجام شده بوسيلهء قدرتمندان قرار خواهند گرفت و بعبارت كلىتر دفع و رفع تزاحم زورگويان و فرصت طلبان بدون آينده نگرى منطقى همان مقدار امكان ناپذير است كه در گذشته و حال ، زيرا چنان كه گفتيم : علل و معلولات سلسلهء شئون و رويدادهاى زندگى ، حيات آدمى را مانند نقطهء تقاطع در مجراى خود قرار مىدهند ، لذا بايد گفت : حيات آدمى چنان كه تبلورى از