آنها را تحت پوشش نوعى معامله گرى مثلا خودخواهى در آورند اين اتهام نابجائى كه به انسان زده مىشود ، خود نقش مؤثرى در تلقين « بايد در اين دنيا سوداگرى كرد » داشته و با بيانى كه ظاهرا انسان « آن چنان كه هست » را توصيف مىكنند ، ناآگاه يا آگاهانه [ كه چنين مباد ] انسان « آن چنان كه بايد » را تلقين مىنمايند . همهء آيات قرآنى كه دستور به اخلاص مىدهد ، مردم را به فرا گذاشتن گام از معامله بازىها تحريك مىكند و آن آيه كه مىگويد : * ( إِنَّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْه الله لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَلا شُكُوراً ) * ( 1 ) ( ما فقط شما را براى خدا اطعام مىكنيم و از شما پاداش و سپاس نمىخواهيم ) . براى آگاه ساختن انسانها به مقام والاى فوق سوداگرىها مىباشد . اگر رابطهء من با آنچه كه در اختصاص من است يا مىتواند در اختصاص من قرار بگيرد ، بر مبناى خود طبيعى استوار باشد ، جنگ و نزاع و تخاصم و كينه توزىهاى فرد با فرد ، فرد با اجتماع و اجتماع با اجتماع و مديريت با اجتماع هرگز دست از گريبان بشر بر نخواهد داشت ، اين يك اصل كاملا طبيعى ضرورى است كه مادامى كه رهبران و پيشتازان ، حيات كمالى و تصعيد آن را به رسميت نشناسند ، از قلمرو زندگى بشرى منتفى نخواهد گشت . بيائيد در اين مسئله شوخى را كنار بگذاريم و از خود فريبى دست برداريم و در صدد انديشيدن چارهء واقعى بر اين نكبت و سيه روزيها برآئيم ، باشد كه بتوانيم انسان را از مجراى امواج قوى و ضعيف بالاتر ببريم . مىگويند : نه هرگز بگذاريد ما راه خود را برويم و زندگى جنگ است و ديگر هيچ آرى ، شما كه با تلقين قدرت پرستان خودخواه ، تخدير شده و طعم حيات و عظمت و قانون اصلى حيات را از دست دادهايد ، به راه خود برويد و مشغول سوداگرى سرهاى انسانها شويد لا بد روزى فرا مىرسد كه حيات
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 278
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٧٨
هامش
( 1 ) . الانسان ( الدهر ) آيهء 9 .