چند شخصيتى و تحولات بىاساس محفوظ و مصون بدارد و هر موقعيتى و الا از ظرفيت زمينه را براى بوجود آمدن موقعيتى والاتر آماده نمايد . آيا براستى ما بدون شناخت عظمت ظرفيتهاى اعجاز آميز در انسان ، حق داريم كه ادعا كنيم : ما انسان را شناختهايم و به تعريف حقيقى انسان نائل شده ايم
چهارده - پاك كردن سينه از كينه توزىها و بغضها ، علامت ورود به مسير تصعيد حيات كمالى است
براى توضيح لزوم منتفى ساختن كينه توزىها ، بايستى انواع مخالفت و تباين را بطور مختصر مورد توجه قرار بدهيم :
1 - عدم رضايت -
نداشتن رضايت به نيت يا گفتار و يا كردار يك انسان يا گروهى از انسانها ، در آن صورت كه پليد بوده باشند ، همان مقدار ضرورى است كه عدم رضايت به ورود ميكرب مضر بر اجزاى بدن انسان . و گريز از آن پليديها همان اندازه منطقى است كه گريز از درندگان و آتش سوزاننده .
اين عدم رضايت به همان مقدار مقدس است كه رضايت به نيت و گفتار و كردار و هدفگيريهاى پاك انسانى ، لذا كسانى كه در اين دنيا گمان مىكنند كه فقط رضايت به پاكىها و ارزشها براى حيات كمالى كفايت مىكند ، سخت در اشتباهند . مثل اينان مثل كسى است كه استنشاق از هواى پاك را لازم ميداند ، در ضمن از آلودگى هوا نيز ناراحتى احساس نمىكند ، چنين شخصى با كمترين توجه مىتواند تناقض صريح و روشنى را در مغز خود مشاهده كند . و مىتوان قانون كلى اين قضيه را چنين بيان كرد كه اگر يكى از اضداد مطلوب و ضرورى بوده باشد ، ضد يا اضداد ديگر كه با آن مطلوب و ضرورى قابل اجتماع نيستند ، قطعا نامطلوب و ناشايست خواهند بود . اگر روشنائى براى ديدن مطلوب و ضرورى است ، تاريكى قطعا براى ديدن نامطلوب و ناشايست خواهد بود . [ البته بحث ما در تضاد اصطلاحى نيست ، بلكه دو يا چند مخالف