خداوندى در وجودت نمايان است ، بيا با عنايت خداوندى اين زنجيرهاى طلائى و فريبا را كه زيبائى الفاظ آزادى و رهايى [ كه از حاميان تنازع در بقا ، نشخوار مىكنيم ] بر درخشندگى آنها افزوده و حتى براى ما آن زنجيرها را هدف مطلق حيات تلقين كرده است از دست و پاى ما بردار و ما را از جوهر اصلى روح ما كه همان حريت است برخوردار بفرما .
سيزده - از نتايج بسيار ثمر بخش علو همت و حريت افزايش ظرفيت دل براى خير و كمال است
دريغا كه در گذرگاه بسيار طولانى بشرى ميليونها انسان دسته دسته وارد اين دنيا ميشوند و چند شب و روزى زندگى مىكنند و با دلهائى كه به حد نصاب ظرفيت خود نرسيده راهى زير خاك مىشوند . پيالههاى كوچكى كه قدرت پيدا كردن ظرفيت اقيانوس بيكران را دارند ، با محتوياتى گل آلود پر مىشوند و به سرعت مبدل به خاك و گل مىگردند و سپس با دست نسل ديگر به صورت كوزهها و كاسه هايى بزرگتر از آن پيالهها در مىآيند و بار ديگر بر زمين مىافتند و مىشكنند . همچنان بنى نوع انسانى كاروان پشت سر كاروان وارد اين كاروانسراى متحرك مىگردند ، با داشتن قدرت تعقل و تجسيم و اكتشاف و ارادهء خيره كننده ، در صورتى كه اين همه سرمايهها و وسائل حيات كمالى در تهيهء مقدارى خوراك و پوشاك و مسكن و تنظيم رابطه با جفت و مقدارى هم جنگ و گريز و كشتار و حيله گرىها براى از پاى در آوردن يكديگر مستهلك مىگردند و تمام ميشوند پيشتازان معمولى جوامع همچنين ادعا مىكنند كه ما حيات واقعى انسانها را اداره كرديم و سرمايهء آنان را به كار انداختيم عنوان بحث ما فقط ظرفيت دل است ، مقصود از ظرفيت دل به معناى خاص آن نيست كه در مفاهيم احساساتى و عاطفى به كار مىرود ، بلكه مقصود عظمت و احاطه و ظرفيت بزرگ من انسانى است كه اگر آدمى به تحصيل آن نائل شود ،