سرمايهها و ديگر وسائل اعتلاى او مانند تعقل و تجسيم و اكتشاف و ارادهء معجزه آساى او نيز در مسير منطقى خود به كار مىافتد . عظمت ظرفيت دل علامات آشكارى دارد كه حتى مردم معمولى هم مىتوانند آنها را درك كنند . اين علامات معلولهاى خود ظرفيت بزرگ دل است كه قابل مشاهده مىباشند ، نهايت امر مردم معمولى با شناخت و درك اين معلولها نمىتوانند حقيقت بزرگى ظرفيت دل را درك كنند ، اينان با ديدن آن آثار و معلولات فقط به اين كلمه قناعت ميكنند كه : « انسان بزرگى » است . اما بزرگى اين انسان در چيست و چه معنى دارد براى آنان كه خود از ظرفيت شخصيت در خويشتن اطلاعى ندارند ، قابل فهم نمىباشد . امير المؤمنين عليه السلام مىفرمايد : خير القلوب أوعاها ( 1 ) ( بهترين دلها با ظرفيتترين آنها است ) . قال كميل بن زياد : أخذ بيدى أمير المؤمنين علىّ بن أبي طالب عليه السلام فأخرجنى إلى الجبّانّ فلمّا أصحر تنفّس الصّعداء ، ثمّ قال : يا كميل بن زياد ، أنّ هذه القلوب أوعية فخيرها أوعاها ( 2 ) ( كميل بن زياد مىگويد : امير المؤمنين ( ع ) از دست من گرفت و بخارج شهر رو به گورستانى رفتيم ، وقتى كه به بيابان رسيديم ، امير المؤمنين ( ع ) نفس بلندى ( آهى ممتد ) كشيد و سپس فرمود : اى كميل بن زياد ، اين دلها ظرفهائى است ، بهترين آنها با ظرفيتترين ( بزرگترين و متحملترين ) آنها است ) . و مىتوان گفت : ظرفيت بزرگ دل همان شرح صدر است كه در آيات قرآنى بعنوان عنايت و لطف الهى براى بندگان مطرح شده است . مسئلهء مهمى كه در مبحث ما بايد مورد توجه قرار بگيرد ، اينست كه معناى ظرفيت دل آن نيست كه خداوند يك ظرفى در درون انسانها آفريده است كه اگر آنان
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 270
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٧٠
هامش
( 1 ) . حكم منثوره ص 15 .
( 2 ) . ج 3 - كلمات قصار شماره 147 ص 495 .