در مسير تصعيد حيات كمالى گام بردارند ، آن ظرف با نيكىها پر مىشود ، بلكه :
پيمانه ايست اين جان پيمانه اين چه داند
از عرش مىستاند بر فرش مىفشاند
يعنى از الطاف و عنايات ربانى همواره آبحيات تكاملى به پيمانهء دل سرازير مىشود ، به شرط آنكه پيمانه را لجنها و كثافات غرايز حيوانى پر نكرده باشد و به شرط آنكه آدمى با به كار انداختن عقل و وجدان آن پيمانهء پر از آب حيات را بر روى خواستههاى حيوانى و براى متورم ساختن خود طبيعى نريزد .
اين مطلب را هم مىدانيم و همهء مردم از هر جامعه و ملتى كه باشند قبول دارند كه داشتن ظرفيت بزرگ درونى ، قطعا وسيلهء پيروزى در زندگى است و اين اصلى است كه هيچ كس نمىتواند آن را انكار كند ، زيرا همگان مشاهده مىكنند كه همهء حوادث بزرگ دنيا از انسانهائى صادر مىشود كه ظرفيت بزرگ درونى دارند ، ولى همواره انسانهاى اندكى هستند كه از اين قدرت و استعداد بزرگ بهرهء مفيد بر خويشتن و اجتماع مىبرند . لذا اگر چه امير المؤمنين ( ع ) در جمله اى كه به كميل بن زياد فرمودهاند ، فقط به ظرفيت دل اشاره فرمودهاند ، ولى ترديدى در اين حقيقت نيست كه همهء پيامبران الهى و حكماى مصلح و عقول و وجدانهاى سليم انسانها ، بزرگى ظرفيت درون را براى شر و پليديها مردود و مطرود مىشمارند ، اين گونه ظرفيت ناشى از بى ظرفيتى درون براى خير و كمال در تصعيد حيات است كه خود موجب از بين رفتن ظرفيت درونى ديگر انسانها است كه در حال ارتباط با اشرار پر ظرفيت مىباشند . درندگان خون آشام تاريخ مانند نرونها و چنگيزها از ظرفيت و تحمل و گيرندگى و پذيرش زشتىها و پليديهاى بىنهايت برخوردارند كه توانستهاند ميليونها دلهاى انسانها را كه هر يك به تنهائى مىتواند ظرف همهء هستى بوده باشد ، شكسته و نابود مىنمايند .
ظرفيت براى محتواى اصول و قوانين هستى و نباختن خويشتن در برابر حوادث است كه شخصيت آدمى را از طوفانهاى بنيان كن شك و ترديد و اضطراب و