تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
در جملهء ششم مىفرمايد : انسانها در برابر حوادث سخت و ناگوار دنيا بر دو صنفند : صنف يكم - انسانهاى احرارند كه در برابر شدائد و ناگواريها و مخاطرات شكيبائى مىورزند . بديهى است كه حفظ آرامش و اطمينان قلبى و قرار نگرفتن در طوفان اضطرابات ، احتياج به نقطهء اتكائى دارد كه با تكيه به آن از تزلزل جريان معقول حيات جلوگيرى كند . مسلما اين نقطهء اتكاء بايد بقدرى با عظمت باشد كه از عهدهء تأثير سختىها و ناملائمات در حيات انسان بر آيد . و با دقت لازم و كافى در همهء شئون زندگى انسان ، هيچ نقطهء اتكائى نمىتوان پيدا كرد كه خود آن نقطه در معرض تزلزل و اضطراب و فنا نبوده باشد -
هر صورت دلكش كه ترا روى نمود خواهد فلكش ز دور چشم تو ربود رو دل به كسى نه كه در اطوار وجود بوده است هميشه با تو و خواهد بود
بلكه با يك ديد عميقتر و هشيارانه تر اصلى را مىبينيم كه تجارب فراوان آن را به ثبوت رسانده است كه هر انسانى چه در حال انفرادى و چه در حال اجتماعى هر قدرت و عاملى را كه براى خود نقطهء اتكاء و اميد قرار داده و بطور مطلق در جذبهء آن قرار گرفته است ، تزلزل و سقوط آن انسان از همان نقطه بوده و بقول مولوى :
از قضا اسكنجبين صفرا فزود روغن بادام خشكى مىنمود از هليله قبض شد اطلاق رفت آب آتش را مدد شد همچو نفت
بنا بر اين ، آن حريت و آزادگى كه موجب شكيبائى و آرامش معقول در برابر رويدادهاى سهمگين و سخت و كوبنده مىگردد ، حريت و آزادى ذات ( روح ، شخصيت ، من ) است كه فقط با تكيه به خداوند هستى آفرين بوجود مىآيد ، زيرا مسلم است كه خلاء نمىتواند نقطهء اتكا ، و آزادى بخش انسان از عوامل و پديده‌هاى مزاحم باشد و همچنين هيچ نقطهء اتكائى نيست كه خود در معرض تزلزل و سقوط نباشد ، پس حقيقتى كه شايسته ملجأ و متكا بودن
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 265 | محمد تقي جعفري