عوامل نيرومند طبيعت و هوى و هوسها از يك طرف و عوامل همنوع قدرت - پرست كه مزاحمتر از عوامل طبيعتاند ، همواره با اسباب برده گيرى كه دارند ، آدمى را با اشكال گوناگون به زنجير بردگى خواهند كشيد . لذا بىعلت نبوده است كه انسانهاى آگاه و حيات شناس همواره با ارزشترين تلاشهاى خود را در راه حفظ حريت خدادادى خود صرف نمودهاند . در سخنان امام حسين ( ع ) كه در جريان حادثهء خونين كربلا فرمودهاند ، در بيان علت مقاومت خود در برابر طاغوت و طاغوتيان زمان و در بيان علت از جان گذشتگى خود ، مطلوبيت الهى حريت و مبغوض بودن ذلت و پستى را تذكر مىدادند . در يك عبارت مختصر مىتوان گفت : حيات بدون حريت ، مانند خورشيد بىنور و لاشهء بيجان است . آدمى فقط با احساس حريت در ذات خود است كه مىتواند ارزش و عظمت ذات خود را دريابد و با محكمترين ايمان و اعتقاد از تسليم به بردگى در هر شكلش امتناع بورزد .
امير المؤمنين ( ع ) در جملهء دوم شگفت انگيزترين اصل را در تصعيد حيات كمالى متذكر مىشود . [ اى كاش گوش شنوائى در همه رهگذران حيات وجود داشته باشد ] اين اصل مىگويد : « كسى كه غير خويشتن را خدمت كند ، انسان آزاده نيست » .
مسلم است كه مقصود از خدمت ، انجام كار بطور مطلق براى چيزى يا كسى نيست ، زيرا همهء اعمالى را كه ما انجام مىدهيم براى تحصيل مطلوبى است كه در دو بعد مادى و روحى حيات مؤثر است ، اين مطلوب گاهى موضوعات غير انسانى است مانند مواد مربوط به معيشت به معناى عمومى آن . و گاهى برقرار ساختن يا ادامهء ارتباط متنوع با انسانها است كه در سطوح زندگى اجتماعى ضرورى يا مفيد است . بنا بر اين مقصود از خدمت كه با حريت ناسازگار است ، اينست كه مخدوم چنان مورد عشق و علاقه قرار بگيرد كه بمرحلهء هدف مطلق برسد و حيات آدمى را در جاذبهء خود به زنجير بكشد .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 262
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٦٢