و اين حقيقت غير قابل انكار است كه هر چيزى اعم از اشياء غير انسان و انسان هنگامى كه هدف مطلق جلوه كرد ، همهء اميال و عواطف و تفكرات و تخيلات و تجسيم و اراده و تصميم و ديگر شئون و فعاليتهاى شخصيت را بسوى خود جذب نموده و توجيه كنندهء اصلى حيات آدمى مىگردد و در نتيجه حريت را از او سلب مىكند . 4 - ألا حرّ يدع هذه اللَّماظة ( 1 ) ( آيا آزاد مردى نيست كه اين بقيهء غذاى جويده شد در دهان ( دنياى دون و ناچيز ) را رها كند ) . جاى ترديد نيست كه بدون تصفيه و تنظيم عقلانى ارتباط ميان انسان و اين دنيا ، كميت و كيفيت جاذبه و دافعهء عوامل دنيوى روشن نخواهد گشت . انسان به جهت جهل يا به جهت سستى اراده ، دستخوش مقتضيات دنيا گشته و توانائى توجيه و تنظيم انگيزگى آنها را از دست داده ، خود اسير بىاختيار آنها خواهد گشت . به همين جهت است كه بعضى از آگاهان دنيا و حكماى راستين در توصيف امير المؤمنين عليه السلام حريت را با تأكيد به كار مىبرند -
در توبيخ مردم كوفهء آن زمان بىبهره بودن آنانرا از حريت تذكر مىدهد - 5 - صمّ ذووا أسماع و بكم ذو و كلام و عمى ذووا أبصار . لا أحرار صدق عند اللَّقاء و لا أخوان ثقة عند البلاء ( 2 ) ( اى اهل كوفه ، . . . اى كرهاى