تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤

گوشدار ، و اى لالهاى سخنگو و اى نابينايان چشم دار ، شما مردم ، نه آزاد مردان در هنگام ديدار هستيد و نه برادران موثق در هنگام ابتلاءها و آزمايشها ) . 6 - من صبر صبر الأحرار و إلَّا سلاسلوّ الأغمار ( 1 ) ( كسى كه شكيبائى احرار داشته باشد [ موجب عظمت و آزادگى روح اوست ] و اگر شكيبائى احرار نداشته باشد ، [ از حوادث مىگذرد ] و حوادث را فراموش مىنمايد ) . 7 - أنّ قوما عبدوا اللَّه رغبة ، فتلك عبادة التّجّار ، و أنّ قوما عبدوا اللَّه رهبة فتلك عبادة العبيد و أنّ قوما عبدو اللَّه شكرا فتلك عبادة الأحرار ( 2 ) ( جمعى از مردم خدا را براى ميل و علاقه به سود دنيوى و اخروى مىپرستند ، اينان تجارت كنندگانند . جمعى ديگر خدا را به جهت ترس از كيفر مىپرستند ، اينان بردگانند ، جمعى ديگر خدا را براى سپاس و شايستگى او براى پرستش مىپرستند ، اينان احرارند ) . امير المؤمنين در جملهء پنجم ، مردم تبهكار آن دوران را با صفات رذيله ناآگاهى توصيف مىنمايد و سپس بىبهره بودن آنان را از حريت متذكر مىگردد و در حقيقت مىتوان بىبهره بودن آن مردم تبهكار را مانند علت نا آگاهىها و سست عنصرىهاى آنان تلقى نمود ، زيرا وقتى كه انسان توانا به سخن گفتن ، از تكلم امتناع بورزد و انسان داراى چشم از ديدن ناتوان باشد و انسانى كه داراى گوش است ، ولى از شنيدن سخن مفيد بىبهره بوده باشد ، قطعا عامل يا عواملى وجود دارد كه گوش و زبان و چشم او را بسوى خود جذب كرده و بزنجير بسته است . و هنگامى كه اين ابزار و آلات بزنجير كشيده شد ، كشف از اين مىكند كه ذات ( شخصيت ، من ، روح ) آن شخص در زنجير چيزى كه براى خود مطلوب حياتى تلقى كرده است ، بسته مىشود .

هامش
( 1 ) . ج 3 شمارهء 413 ص 548 .
( 2 ) . ج 3 شمارهء 237 ص 510 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 264 | محمد تقي جعفري