دارند ، در صورتى كه مقصود آن حضرت از حريت كه حر بن يزيد را شايستهء آن معرفى فرمود ، آزادگى از هوى و هوس نفسانى و مقام و خودخواهى بوده است كه جان خود را از اين زنجيرهاى حيوانى و شيطانى آزاد نموده و با كمال حريت دست از آن شست و رفت خلاصهء اين مقدمه اينست كه حريت كه معلول علو همت و به عنوان عاليترين صفات انسانى محسوب شده است ، نبايد با يله و رهائى و آزادى محض اشتباه شود . و خود حريت بنوبت خود داراى مراحل و مقاماتى است كه عاليترين آنها نهايت عبوديت است كه در بارهء آزادى تصعيد شده فرمودهاند : 1 - و لا تكن عبد غيرك و قد جعلك اللَّه حراَّ ( 1 ) ( و بندهء ديگرى مباش در حالى كه خداوند ترا آزاد قرار داده است ) . 2 - و من خدم غير نفسه فليس بحرّ ( و كسى كه غير نفس خويشتن را خدمت كند ، انسان آزاده نيست ) . 3 - و أين أحراركم ( و كجا هستند آزاد مردان شما ) چنان كه پيش از اين اشاره كرديم ، مقصود از حريت در ادبيات عربى در مسائل ارزشى آزاد مردى در زندگى است كه با مراعات و عمل به اصول ارزشى حيات بوجود مىآيد ، لذا مىتوان گفت : اين پديده موقعى كه به ذات و شخصيت انسانى نسبت داده مىشود ، مقصود آن آزادى است كه در انتخاب خير مورد بهره بردارى قرار مىگيرد . امير المؤمنين ( ع ) در جملهء يكم مىفرمايد : خداوند ترا آزاد آفريده است ، پس خود را بردهء غير خود مساز ) ادامهء حريت خدا دادى بستگى به كوشش خود انسان دارد . يعنى اين انسان است كه بايد ضامن ادامهء حريت و حيات اختيارى خود بوده باشد و الا
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 261
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٦١
هامش
( 1 ) . ج 2 - شماره 31 ص 401 . ( 2 ) . حكم منثور ، ص 50 . ( 3 ) . ج 1 خطبه 129 ص 187 .