خداوند عز و جل از چهار خصلت از او سؤال كند : 1 - عمرت را در چه مسيرى به فنا دادى .
2 - بدنت را در چه پوساندى .
3 - مالت را از كجا اندوختى و در چه راهى نهادى .
4 - و از محبت ما اهل بيت .
عمر بن الخطاب گفت : اى پيامبر خدا ، علامت محبت شما چيست فرمود : محبت اين مرد و دستش را روى سر امير المؤمنين ( ع ) گذاشت .
اين روايت چنان كه گفتيم قابل تخصيص به نظر نمىرسد .
6 ، 7 - من استغنى فيها فتن و من افتقر فيها حزن ( هر كس در اين دنيا احساس بىنيازى كند ، گمراه و مفتون گردد و اگر مبتلا به فقر شود ، اندوهگين گردد ) .
5 - احساس بىنيازى در دنيا مستلزم گمراهى . 6 - احساس فقر مستلزم اندوه
يكى از ثابتترين اصول حيات طبيعى بشرى كه بوئى از « حيات معقول » نبرده باشد ، گمراهى و طغيانگرى در موقع احساس بىنيازى است . اين اصل در قرآن مجيد با كمال صراحت چنين گوشزد شده است : * ( كَلَّا إِنَّ الإِنْسانَ لَيَطْغى أَنْ رَآه اسْتَغْنى ) * ( 1 ) ( قطعا ، انسان ، بدان سبب كه خود را بىنياز مىبيند ، طغيانگرى مىكند ) . در بارهء اين اصل كه در موارد متعددى از نهج البلاغه با عبارات گوناگون آمده است ، مسائلى را مطرح كردهايم . در اين مبحث به اين نكته اشاره مىكنيم كه علت طغيانگرى به جهت احساس بىنيازى در ذات خود حيات طبيعى محض نهفته است و يك پديدهء عارضى نيست كه قابل استثناء بوده باشد . براى توضيح
هامش
( 1 ) . سورهء العلق آيه 6 و 7