است و اما خصوصيات مسئول و موضوعهائى كه در بارهء آنها سؤال خواهد شد و محاسبه كننده و كسى كه محاسبه در بارهء او انجام خواهد گرفت ، چيست ، روشن نيست . جمعى از علماء مىگويند : سؤال از همهء نعمتها و اموال دنيوى است و اخبارى كه از خاصه و عامه نقل شده است ، بر اين نظريه دلالت مىكند ، مانند اين روايت كه مىگويد : در حلالش حساب است و در حرامش عقاب [ در بعضى از روايات اين جمله هم آمده است كه و در مشتبهاتش ملامت است ] و از گروهى از روايات چنين استفاده مىشود كه : أنّ المؤمن لا حساب عليه ( براى مؤمن حسابى نيست ) . و در بعضى از روايات ديگر هست كه : أنّه لا حساب في المأكول و الملبوس و المنكوح ( در خوردنىها و پوشيدنىها و نكاح حسابى نيست ) . در بعضى ديگر از اخبار آمده است كه : أنّ قوما يدخلون الجنّة به غير حساب ( گروهى وارد بهشت ميشوند بدون حساب ) . و از مقدارى احاديث چنين بر مىآيد كه : الأعمال الصالحة يوجب دخول صاحبه على الجنّة بلا حساب ( 1 ) ( اعمال صالح موجب مىشود كه انجام دهندهء آنها بدون حساب وارد بهشت شود ) - 1 . سپس علامه مجلسى ميان اين روايات مختلف را با دو طريق جمع كرده است : طريق يكم - اخبارى كه حساب را نفى مىكند ، مقصود مردمان با ايمان هستند كه حسابى بر آنان نيست . طريق دوم - نفى حساب در امور ضرورى است مانند خوردنىها و
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 20
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٠
هامش
( 1 ) - منهاج البراعة في شرح نهج البلاغه - مرحوم حاج ميرزا حبيب هاشمى خوئى ج 5 ص 337 نقل از كتاب حق اليقين علامهء مجلسى .