كاه به اين سو و آن سو ، خود را كشتيبان كشتى عالم هستى تلقى كند سپس امير المؤمنين عليه السلام خاصيت ششم دنيا را بيان مىفرمايد . اين خاصيت عبارتست از « تلازم ميان احساس فقر و اندوه » اين پديدهء ناگوار روانى هم از مختصات احساس فقر در حيات طبيعى محض است و در « حيات معقول » چنين پديدهء روانى بوجود نمىآيد ، آنچه كه در « حيات معقول » بسبب احساس فقر و نيازمندى بوجود مىآيد ، كوشش و تكاپوى جدى براى تنظيم حيات مادى و معنوى است بطورى كه كوتاهى كردن در رفع نيازمندىها كه خود عامل اختلال روانى و ارتكاب نامشروع مىگردد ، گناه است و بايد از آن پرهيز نمود . و در صورت ناتوانى از رفع نيازمندىها ، آدمى به همان اندازهء ناتوانى معذور مىباشد و تا بتواند صبر و شكيبائى نموده ولى از بدست آوردن عوامل رفع احتياجات در صورت امكان ، خوددارى ننمايد .
8 ، 9 - و من ساعاها فاتته و من قعد عنها و اتته ( كسى كه براى اين دنيا بتلاش بيافتد ، دنيا او را ترك گويد و كسى كه در بارهء دنيا بىاعتنائى كند ، بسراغ او آيد و مطيعش گردد ) .
7 - اگر به دنبالش بدوى از تو خواهد گريخت .
8 - و اگر اعتنايش نكنى مطيع تو خواهد گشت .
آرى ، اينست خاصيت حيات طبيعى محض كه در رويهء سطحى عالم طبيعت مىغلطد - همواره انبوهى بسيار فراوان از كاروانيان طبيعت زدگان تاريخ ، حياتىترين نيروهاى عضلانى و فكرى خود را در راه بدست آوردن خواستههاى خود در اين زندگانى دنيوى تباه و مستهلك مىسازند و در اين مسير غلط سرابهاى آب نما را يكى پس از ديگرى در مىنوردند و آبى پيدا نمىكنند .
اشتباه بزرگ اين خواب آلودهاى بيدار نما و اين مستان هشيار نما در اين است