كه هرگز به فكر موجوديت و استعدادها و سرمايههاى خويشتن نيستند و همواره به ديگران مىنگرند و مىبينند : آن ديگران در اين دنيا امتيازاتى بدست آوردهاند ، و بدون اين كه در موجوديت و مختصات شخصى خود بنگرند ، به تلاش مىافتند و بناى تكاپو مىگذارند و هنگامى كه به خود مىآيند كه مىبينند - « رنج ضايع سعى باطل راه دور » چرا آن امتيازات از چنين شخصى گريزان مىشود پاسخش روشن است ، زيرا اين شخص از خود گريزان شده است ، اگر از خود گريزان نبود ، بارور شدن آن موجوديت و مختصاتى را كه خود دارا مىباشد . جستجو مىكرد و امتيازات ديگران را دور از منطقهء موجوديت و مختصات خود تلقى ميكرد و در نتيجه با يك استغناء شريف ذاتى ، خود را نيازمند آن امتيازات نمىديد . زيرا وضع روحى خود را بالاتر از آنها مىديد .
البته اين احساس و الا منافاتى با مسابقه در راه خيرات و كمالات كه قرآن به آن دستور داده است ، ندارد ، زيرا مسابقه در خيرات نصيب كسى مىشود كه از حيات طبيعى محض گام فراتر نهاده و موفق به حركت در « حيات معقول » بوده باشد . و اگر براى متورم ساختن حيات طبيعى محض بدنبال خوشىها و لذايذ و امتيازات دنيا بدود ، اگر هم به جهت منتج بودن اراده كه قانون إلهى است ، نمودهاى بى اساسى از آنها را بدست بياورد ، پاسخگوى خواستهء مطلق او نخواهد بود . و بالعكس كسانى كه استغناى شريف ذات انسانى خود را درك كرده ، بمقتضاى قانون عقلانى - إلهى با طبيعت و امتيازات آن ، حركت كنند ، بدان جهت كه حرص و آز و عشق به آن امتيازات را ندارند ، يا عين همان خواستهها سراغ او را خواهند گرفت و يا به جهت استغناى مزبور خود را واجد آنها خواهند ديد و يا خود را بالاتر از آنها خواهد دانست .
و من أبصر بها بصّرته ، و من أبصر أليها أعمته
( و كسى كه با اين دنيا بنگرد ، يعنى از اين دنيا وسيلهء بينائى جويد ، دنيا او را