محدود او مانع از آن است كه بتواند همهء عوامل وجودى خود را از پيش و همهء سرنوشت آيندهء خود را بداند و بيعلت نبوده است كه همهء متفكران و مكتبهائى كه مبدئى براى هستى انسان نشناختهاند ، پاسخ آنان در بارهء هدف زندگى انسانها از يك عده مفاهيم بىاساس تجاوز ننموده در ابهاماتى غير قابل حل و سؤالات زنجيرى منتهى به بنبست غوطه ور شدهاند . لذا اين گونه متفكران به هيچ وجه نمىتوانند انسانها را به فراگرفتن ارزشها و فضائل و كمالات روحى توصيه نمايند و در نتيجه اخلاق و علوم اخلاقى از نظر كسانى كه مبدء و هدف والائى براى انسان معتقد نيستند ، نه تنها بيهوده مىباشد ، بلكه بايد معرفت و عمل اخلاقى را از صحنهء حيات انسانها دور كرد ، تا در اين زندگى بىمبدا و بى هدف غرايز و تمايلات بى اصل خود را بهر طورى كه مىخواهند اشباع نمايند . امير المؤمنين ( ع ) در نهج البلاغه در موارد فراوانى فرياد بر انسانها مىزند و آنان را به هدف اعلاى زندگى هشدار مىدهد . از آن جمله : 1 -
أنّ لكم نهاية فانتهوا ألى نهايتكم
[ ج 1 ص 252 از سطر 17 ] ( قطعا براى شما پايانى ( هدفى ) است خود را به پايان خويشتن برسانيد ) .
البته معلوم است كه مقصود پايان زمانى نيست ، زيرا مردم به پايان زمانى خود خواهند رسيد چه بدانند و چه ندانند و خواه براى آنان دستورى داده شود يا دستورى داده نشود .
بلكه مقصود هدف والاى حيات است كه بايد براى تحصيل آن بكوشند .
2 -
و كونوا قوما صيح بهم فانتبهوا و علموا أنّ الدّنيا ليست لهم بدار فاستبدلوا فإنّ اللَّه لم يخلقكم عبثا و لم يترككم سدى
[ ج 1 ص 95 از سطر 6 ] ( و باشيد مردمى كه به آنان براى آگاهىشان فرياد زدند و آنان بيدار گشتند و فهميدند كه دنيا براى آنان جايگاه ابدى نيست ، لذا آنان علاقه به آن دنيا را به عشق و علاقه به ابديت مبدل ساختند [ بدانيد كه ] - خداوند شما را عبث نيافريده و شما را بيهوده و بىهدف رها نكرده است ) .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 172
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٧٢