تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠

مخلوقاتش براى بوجود آمدن ، مستند به هستى خود آنها كه واقعياتى در مجراى كون و فساد ( هست و نيست ) مىباشند ، نيست . مطلب دوم - اين آيات ده گانه با كمال صراحت مىگويد : جهان هستى در بيرون از ذهن و درك انسان واقعيت دارد ، بنا بر اين هر كس كه بگويد : جهان بينى اسلامى از نوع جهان بينىهاى ذهن گرائى است ، يا از مكتب اسلام اطلاعى ندارد و يا براى توجيه طرز تفكرات خود باسلام تهمت مىزند . با نظر به آيات فوق ، اسلام يك مكتب معتقد به واقعيت جهان عينى بوده و ذهنى بودن آن را قاطعانه رد مىكند . براى اثبات علمى و فلسفى مكتب واقع گرائى و رد ايده آليسم لطفا به كتاب اين جانب ( مولوى و جهان بينىها ص 104 تا ص 106 ) مراجعه فرمائيد . مطلب سوم - مسلم است كه انسان يا عاليترين موجود در جهان خلقت است و يا يكى از عاليترين موجودات در صحنهء خلقت است . بنا بر اين خلقت او نيز بر « حق » است و براى وصول به يك هدف والائى است كه با زندگى محدود و بىمحاسبهء چند روز اين دنيا تأمين نمىگردد . و بايد براى حيات او هدفى ماوراى مقاصد ناچيز زندگى طبيعى محض وجود داشته باشد . براى بررسى و تحقيق در هدف والاى زندگى انسان رجوع شود به كتاب « فلسفه و هدف زندگى » تأليف اين جانب . 3 - آياتى فراوان در قرآن مجيد با اشكال مختلف تأكيد مىكند كه هستى انسان با مرگ از بين نمىرود و مرگ براى اين موجود بزرگ پلى است براى عبور به جهان ديگرى كه از نظر عظمت و بقاء و اصالت با اين حيات زودگذر به هيچ وجه قابل مقايسه نيست . * ( وَما هذِه الْحَياةُ الدُّنْيا إِلَّا ) * ( 1 ) ( و قطعا جهان آخرت حيات

هامش
( 1 ) . العنكبوت آيهء 64 .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 170 | محمد تقي جعفري