تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١

حقيقى است ) . در حقيقت حيات حقيقى حيات اخروى است و اين زندگانى با نظر به ماهيت آن پديده ايست ناچيز . 4 - آيه اى است در قرآن مجيد كه صريحا مىگويد : من انسان را براى هدفى آفريده‌ام . * ( وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ) * ( 1 ) ( و من جن و انس را نيافريده‌ام مگر اين كه براى من عبادت كنند ) . توضيح مشروح را در بارهء عبادت كه هدف خلقت انسان است . در همان كتاب فلسفه و هدف زندگى بيان نموده‌ايم . امير المؤمنين عليه السلام قانون كلى هدف شناسى را چنين بيان فرموده است : إن لم تعلم من أين جئت لم تعلم ألى أين تذهب [ حكم منثوره ص 27 ] ( اگر ندانسته اى كه از كجا آمده اى ، ندانسته اى كه به كجا خواهى رفت ) . اين است قانون منحصر شناخت هدف حيات ، اگر كسى از اين قانون صرف نظر كند ، يعنى اطلاعى از مبدء وجود خود نداشته باشد ، محال است هدف و مسير وجود خود را بداند . دليل اين تلازم ( عدم شناخت هدف به جهت عدم شناخت مبدء وجود ) خيلى روشن است . زيرا اگر شناخت و اعتراف به مبدء وجود آدمى كه خدا است ناديده گرفته شود ، انسان جز مانند يك حرف نيست كه در ميان هزاران حروف و سطرهاى كتاب نوشته شده و هيچ اطلاعى حتى از حروف پيش و پس خود ندارد . البته انسان بطور كامل مانند حروف يا يك حلقه از زنجير طولانى بينهايت نيست كه هيچگونه اطلاعى از پيش و پس و علت حركت و غير ذلك نداشته باشد ، ولى مسلم است كه اطلاعات بسيار بسيار

هامش
( 1 ) . الذاريات آيهء 56