به هوادارى او ذره صفت رقص كنان
تالب چشمهء خورشيد درخشان بروم
از طرف ديگر مولوى در همين ابيات جنگهاى مقدس را كه براى صيانت حيات انسانها بوسيلهء پيشتازان الهى صورت مىگيرد و جهاد فى سبيل اللَّه ناميده مىشود ، مطرح مىكند و مىگويد :
جنگها بين كان اصول صلحها است
چون نبى كه جنگ او بهر خداست
طرفه كان جنگى كه اصل صلحها است
شاد آن كاين جنگ او بهر خداست
لذا با نظر به مجموع ابيات مولوى در پديدهء جنگ ، با مسائل گوناگونى روبرو مىشويم ، به همين جهت است كه بايستى با روش تحليلى در ابيات مربوطه بررسى نمائيم .
مفهوم ضعيف و قوى در نوع انسانها و نبودن ميانگين ميان آن دو
پيش از ورود به بحث از مفهوم ضعيف و قوى ، اين مسئلهء مسلم را پيش مىاندازيم كه ما براى تعيين ضعف و قدرت ، هيچ ميانگين حقيقى نداريم كه پائينتر از آن را ضعيف و بالاتر از آن را قوى بناميم ، لذا هر الگوئى را بنام ميانگين براى تشخيص دو مفهوم در نظر بگيريم ، قطعا نسبى خواهد بود . اين نسبيت مخصوص قلمرو انسانها نيست ، بلكه در همهء اجزاء و روابط عالم هستى حكم فرما است .
ضعف و قوت در نوع انسانها در سه موقعيت بروز مىكند كه بعضى از آنان را بعنوان ضعفاء در مقابل بعضى ديگر بعنوان اقوياء قرار مىدهد : نوع يكم - اختلاف در استعدادها و مختصات و موقعيتهاى غير اختيارى است كه موجب اختلاف افراد انسانى مىگردد . آن كسى كه داراى نبوغ عالى است در برابر كسى كه فاقد آن نبوغ يا داراى حد اقل آن است ، قوى و شخص دوم در برابر آن ضعيف است . كسى كه داراى قريحهء ادبى است در برابر فاقد آن قريحه قوى است . همچنين است استعدادهاى متنوع فراگيرى و هوش و فرصت