تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
استثناى گوهر جان آدمى از كارزار از تنازع در بقاء مىتواند تفسير و تاويلى به ابيات فوق بوده باشد ، به اين توضيح كه ورود انسانها بميدان كارزار و دريدن همديگر [ نه جهاد براى از بين بردن درندگان ضد انسان ] معلول خوى حيوانى آنان بوده و مستند به گوهر شريف جانهاى آنان نمىباشد ، و اين كه جنگ و پيكار حيوانات به تلخى و زشتى و نابكارى انسانها نيست ، براى اينست كه انسان با داشتن استعداد تفكر و تعقل و احساسات و وجدان دست به پليدىهاى جنگ و تنازع مىزند . در ابيات مزبور مولوى جنگ و نزاع را بقدرى عميق ميداند كه جنگهاى واقع در ميان نمودها را مستند به اصول و مبادى جهان ميداند و سپس در ابيات بعدى مطلبى را مىآورد كه با مفهوم جنگ اقويا و ضعفاء با اقويا متفاوت است . او مىگويد :
ذره‌اى كاو محو شد در آفتاب جنگ او بيرون شد از وصف و حساب چون ز ذره محو شد نفس و نفس جنگش اكنون جنگ خورشيد و بس رفت از وى جنبش طبع و سكون از چه از انا اليه راجعون
مطلبى كه در اين ابيات ديده مىشود ، قطعا به معنى جنگ اقويا و ضعفاء نيست كه ضعفاء را رهسپار ديار نيستى نمايد و ميدان را براى اقوياء و تاخت و تاز آنها باز كند ، زيرا محو شدن ذره در آفتاب و در آميختن قطره با دريا ، نه تنها معلول جنگ نيست ، بلكه مىتوان گفت : ناشى از قرار گرفتن ذره در جاذبهء آفتاب و قطره در جاذبيت دريا است [ البته مقصود از جاذبيت در اين مورد ، جاذبيت فيزيكى نيست ، بلكه كشش فلسفى است كه در برابر جنگ و تدافع مىتوان در موجودات عالم طبيعت تصور نمود . ] و ورود ذره به خورشيد پس از رها شدن از نفس و نفس و طبع و سكون طبيعى بقرينهء * ( إِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) * ، نهايت كمال و اعتلاى ذره است و حركت بسوى آن مقصد بزرگ مستند به نيروى عشق است ، چنان كه در بيت حافظ مىبينيم :