بايستى در نظر گرفت : از آن جهت كه دارندهء امتيازات يا كسى كه بيشتر از ديگران دارد ، با اختيار و تدبير خود آنها را تحصيل نكرده است ، چنان كه فاقد آن امتيازات ، با اختيار و تدبير خود را از آنها محروم نساخته است ، لذا نه آن قدرت براى دارندهء امتياز داراى ارزش محسوب مىشود و نه براى كسى كه فاقد آنها است ، ضعف ضد ارزش بشمار مىرود . زيرا هر جا كه پاى جبر در ميان باشد ، ارزشى در آنجا وجود ندارد . لذا تفاخر دارندهء چنين قدرت درست شبيه به اين است كه فيل به بزرگى جثه و هيكل خود در برابر مورچه تفاخر نمايد بلكه بايد گفت : كه اين يك ضعف و پستى است كه آدمى به مزاياى جبرى خود ببالد و فخر فروشى بر ديگران بنمايد . به همين جهت است كه اگر ضعيفى يك مزيت را از روى اختيار و تلاش بدست بياورد كه نسبت آن با مزاياى جبرى كه يك قوى داراى آن مىباشد ، يك به ميليارد باشد ، آن يك داراى ارزش است و آن ميليارد خارج از منطقهء ارزش مىباشد . خلاصه بزرگى و ارتفاع قلهء اورست هيماليا هرگز نمىتواند قدرت و امتياز خود را در برابر يك تبهء يك مترى بر نهاده و آن را با استناد دادن به خويشتن بر آن تپه عرضه نمايد و آن تپه نيز خود را در برابر آن قله ضعيف تلقى نمايد و ضعف خود را هم مستند به قدرت آگاهانه آن قلهء مرتفع بداند .
در اينجا به آن مطلب كه پيش از اين اشاره كرديم ، توجه بيشترى مبذول شود و آن اين بود كه نگرش به نمود ضعيف يك موجود به كلى دور از جهان بينى است ، بلكه بايد به آن اصول و مبادى كلى و با عظمت نگريست كه آن جزء كوچك و ضعيف را در مجموع هستى بزرگ قرار داده است .
زيرا برخورد اجزاء جهان هستى با يكديگر و دگرگون شدن روابط و موضعگيرىهاى اجزاء و تفاعلات آنها با يكديگر و كوتاهى و درازى عمر آنها ، مانند كوتاهى عمر مزون هايپرون كه گفته شده است ده ميليونيم ثانيه است و طول عمر كهكشانى كه چهارده ميليارد سال تخمين زده مىشود ، هرگز محصول تضاد
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 134
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٣٤