تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
كشنده از روى آگاهى و تعمد نيست كه اگر از يكى از آنها بپرسيم كه چرا مزاحم بقاى موجود ديگر گشته اى آن موجود پاسخ بدهد كه « چون من هستم ، پس هستى آن موجود تابع ارادهء من است » و آن موجود بايد اين خواستهء مرا بپذيرد ، اگر چه در حال از بين رفتن ، متحمل هزاران رنج و شكنجه بوده باشد كلوخ پاره اى كه در زير يك صخرهء غلطان از كوه متلاشى مىشود و درختان با - طراوت و زيبائى كه در دامنهء كوه آتشفشان شعله ور و خاكستر مىگردد ، شكوفه‌هاى با طراواتى كه گياهان پيچنده دور آنها مىپيچند و آنها را مىخشكانند و ويرانى صدها لانهء مورچه‌ها و حشرات كه در كنار دريا با كمترين موجى كه از دريا به ساحل كشيده مىشود ، مانند آرد شدن گندم در آسياب معلول خصومت ميان موجودات مزبور نيست . قدرتى را كه يك موجود طبيعى براى از بين بردن يك موجود طبيعى ديگر صرف كرده است ، اگر بر فرض براى از بين بردن خود صرف ميكرد ، ناله و شيونى سر نمىداد كه در موقع از بين بردن موجود ديگر به جهت احساس پيروزى شادمان شود و دست افشانى كند و پايكوبى راه بيندازد . احتمال اين كه كشاكش موجود در ميان اجزاى طبيعت و برخوردهاى شكننده ميان آنها از روى خصومت و جنگ به معناى معمولى آن كه در ميان ما انسانها متداول است ، منطقىتر از اين احتمال نيست كه آن كشاكشها و برخوردها از روى محبت و عشق است . اگر اين احتمال غير علمى است ، احتمال اول هم غير علمى مىباشد . آيا قابل تصور است كه در جهان طبيعت ، گياهى كه مىرود به يك شاخهء گل بپيچد و آن را خشك كند ، نخست اجزاء و مختصات و نيروهاى خود را جمع كند و به آنها بفهماند كه در آن فاصلهء نيم مترى شاخهء گلى روئيده است كه مىگويد : « من هستم » و ما بايد از همين امروز متشكل شويم و بدون اين كه كمترين نيرو و فرصت را از دست بدهيم بر سر آن شاخهء گل تاخت و تاز نمائيم و دور آن بپيچيم و با خشكاندن تدريجى آن ، گوشمالى به آن داده و اثبات كنيم كه بعد از اين مواظب حرفهايش باشد و بدون اجازهء ما نگويد : « من هستم »