در آن موقع با اين كه به جمال والاى پيامبر اكرم مىنگريست ، از نادانىها و هوى پرستىها و سستىهاى مردم شكوهها ميكرد ، در درونش موج نيايش سر كشيد : * ( قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَ . نَهاراً فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا . فِراراً وَإِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا . اسْتِكْباراً ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ . جِهاراً ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ . إِسْراراً فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّه كانَ . . . ) * ( 1 ) * ( وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيراً وَلا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلالًا ) * ( 2 ) . ( اى پروردگار من ، من شب و روز قوم خود را بسوى تو دعوت نمودم . دعوت من آنانرا جز گريز چيزى بر آن نيفزود . و من هر وقت كه آنانرا دعوت كردم تا آنانرا ببخشى ، انگشتان خود را بر گوششان نهادند و لباسها را بر خود پيچيدند و اصرار به باطل ورزيدند و بناى استكبار نهادند . من آنان را رها نكردم ، آشكارا به دعوت آنان به سوى تو پرداختم . سپس تبليغ رسالتم را بر آنان اعلان و گاه ديگر پنهانى تبليغ نمودم . سپس به آنان گفتم : بيائيد بسوى خدا بازگشت كنيد ، او پروردگارى است بخشنده ) . خداوندا ، تو خود شاهدى كه آن تبهكاران از خود و خدا بيگانه ، نشنيدند و نپذيرفتند : ( وعدهء فراوانى از مردم را گمراه كردند و آن همه مهربانىها و خيرخواهىها و دعوتهاى من ، جز ضلالت و سيه روزى بر ستمكاران نيفزود . ) و ديگر اين كه يا رسول اللَّه كاسهء صبر و شكيبائىام از طول فراق لبريز شده است .
ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي ) — صفحة 134
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٣٤
هامش
( 1 ) . نوح آيه 5 تا 10 .
( 2 ) . نوح آيهء 24 .