ترجمهء خطبهء هفتاد و يكم
خطبه ايست از آن حضرت در سرزنش اهل عراق و در اين خطبه آنان را به ترك جهاد و يارى كه نزديك بود كار صفين را تمام كند سرزنش مىنمايد و پاسخ تهمت دروغ را [ كه با كمال وقاحت به آن حضرت مىزدند ] مىفرمايد .
پس از حمد و سپاس خداوندى ، اى اهل عراقشما مانند آن زن آبستن هستيد كه جنين خود را حمل كند و هنگامى كه دوران باردارى او به پايان برسد ، كودك مرده اى بزايدو سرپرست او بميرد و دوران بيوه گيش طولانى گرددو دورترين خويشاوندانش او را در اختيار بگيرد آگاه باشيد ، سوگند به خدا ، من از روى اختيار بسوى شما نيامده اموادار به رانده شدن به طرف شما گشتم به من خبر رسيده است كه مىگوئيد : على دروغ مىگويد خدا نابودتان كند . من به چه كسى دروغ بگويم به خدا من اولين كسى هستم كه به خدا ايمان آوردهام . يا به پيغمبرش من نخستين كسى هستم كه او را تصديق كردهام . نه هرگز ، سوگند به خدا ، [ من دروغ نمىگويم ] ولى سخنانى كه مىگويم ، از لهجهء پيامبرى است كه شما از آن غائب بوديد و از شايستگان آن گونه سخنان نبوديد مادر آن مدعى به ماتمش بنشيند من معرفت و حكمت را بدون توقع قيمت و پاداش براى او در پيمانهء درونش مىريزيم ، اگر ظرفيت داشته باشد و شما در آينده خبر و نتيجه آن واقعيتها را كه بشما خبر دادهام و گمانهاى فاسد خود را خواهيد دانست .