در اندرون من خسته دل ندانم چيست
كه من خموشم و او در فغان و در غوغاست
حافظ
« براى ما امكان آن هست كه نه از نيكى متأثر شويم و نه از بدى ، ولى گاهى در درون ما يك ارگ گويا و مستعد حركت است كه بىعلت طبيعى به هيجان در مىآيد و در فضاى روح طنين مىاندازد و سپس خاموش مىگردد ، اينجا تناقض هولناك روحى است كه بر ضد نيستى و بيهودگى سر به طغيان بر مىدارد » ( 1 )
اين صدا در كوه دلها بانگ كيست
كه پر است زين بانگ اين كه گه تهى است
هر كجا هست آن حكيم اوستاد
بانگ او از كوه دل خالى مباد
مولوى
گروه پنجم - آياتى است كه مقصد نهائى همهء حركتها و گرديدنها را پيشگاه خدا معرفى مىكند
- * ( أَلا إِلَى الله تَصِيرُ الأُمُورُ ) * ( 2 ) ( آگاه باش مقصد نهائى همهء حركتها و گرديدنها به سوى خداست ) * ( وَلِلَّه مُلْكُ السَّماواتِ وَالأَرْضِ وَما بَيْنَهُما وَإِلَيْه الْمَصِيرُ ) * ( 3 ) ( و از آن خداست ملك آسمانها و زمين و آنچه كه ميان آن دوست و مقصد نهائى حركتها و گرديدنها بسوى اوست ) . كلمهء « مصير » چنانچه از مادهء اصلى آن « صير » و « صيرورة » برمىآيد ، به معناى حركت تحولى و انتقال به نهايت و عاقبت امر را گويند . اين مضمون در يازده مورد از قرآن آمده است كه مىگويد نهايت حركتها و تحولها بسوى
هامش
( 1 ) زنبق دره - بالزاك ص 91 .
( 2 ) الشورى آيهء 53 .
( 3 ) المائده آيهء 18 .