گروه دوم - آياتى است كه حق بودن جهان هستى را بطور عموم متذكر مىشود
نظير - * ( وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ ) * ( 1 ) ( و او آن خدائى است كه آسمانها و زمين را بر حق آفريده است . ) اين آيات در نه مورد از قرآن آمده است .
توضيحى در بارهء حق بودن دستگاه خلقت
در تفسير كلمهء حق بعضى از متفكران دچار اشتباه شده و گمان كردهاند حق با واقعيت بطور عموم يا ثبوت و وجود و موجود به معناى عام آن مترادف مىباشد . در معناى حق به اضافهء واقعيت و ثبوت و وجود يا موجود ، مفهوم بايستگى و شايستگى نيز وجود دارد . زيرا هر واقعيتى حق نيست ، مثلا جنايت يا خيانت و ديگر پديدههاى مضر و مهلك واقعيت و ثبوت دارند ولى حق نيستند . در همهء موارد استعمالات قرآنى و ديگر منابع اسلامى مفهوم بايستگى و شايستگى در حق تضمين شده است . باضافهء اين كه خداوند نمىخواهد براى اثبات واقعيت جهان هستى تأكيد كند و با اين تأكيد ايده آليسمهاى افراطى را محكوم نمايد زيرا واقعيت جهان خارج از ذهن بديهىتر از آنست كه نيازى به اثبات و تأكيد داشته باشد ، بلكه مقصود از حق بودن جهان هستى همانست كه آيات بودن اجزاء و روابط جهان هستى را اثبات مىنمايد .
گروه سوم - آياتى است كه مىگويد : خلقت جهان هستى براى بازى نبوده و جهان بازيچه نيست
- * ( وَما خَلَقْنَا السَّماءَ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما لاعِبِينَ ) * ( 2 ) ( و ما آسمان و زمين و آنچه را كه در ميان آنهاست ، در حال بازى نيافريدهايم )
هامش
( 1 ) سورهء انعام آيهء 73 .
( 2 ) سورهء انبياء آيهء 16 .